هيچ گاه اميد من از تو قطع نشود ، و روى اميدى را كه بعفو و گذشت تو دارم بسوى ديگرى باز نگردانم .
خدايا اگر تو مرا به ( دين ) اسلام راهنمائى نفرموده بودى من بدان راه نيافته بودم و اگر ايمان بخودت را روزى من نكرده بودى من ايمان نمياوردم ، و اگر تو زبانم را بدعا باز نكرده بودى دعا نتوانستم ، و اگر شكنجهء سختت را براى من شرح نداده بودى من پناهجوئى نميكردم .
معبودا تو را در محبوبترين چيزها در نزدت - كه همان توحيد و يكتاپرستى تو باشد - اطاعت و فرمانبردارى كردم ، و در مبغوضترين چيزها در نزدت - كه همان كفر به تو باشد - نافرمانيت نكردم ، پس گناهانى را كه در ميان اين دو ( مرحلهء ايمان و كفر ) است از من بيامرز .
خدايا من اطاعت و فرمانبردارى تو را دوست دارم و گر چه در آن كوتاهى كنم ، و نافرمانيت را خوش ندارم و گرچه مرتكب گردم ، پس ( اى خدا ) بهشت را بر من تفضل فرما اگر چه شايستهء آن نيستم ، و از دوزخ نجاتم ده اگر چه سزاوار آنم .
خدايا اگر تخلف از همراهى با نيكان مرا زمينگير ساخته ( و از درگاه تو دورم كرده ) ولى اميد و اطمينان به تو مرا در راه خوبان و اخيار انداخته .
معبودا چگونه دلى را كه در دنيا از محبت خودت آكندى در دوزخ به آتش سوزان دچارش سازى ؟ معبودا چگونه جانى را كه با نيروى ايمانت عزيز و محترم ساختى در ميان طبقات آتش خوار و زبون گردانى ؟ معبودا چگونه زبانى را كه بهترين جامههاى تمجيد خود را بدان پوشاندى ، شعلههاى سوزان آتشت را بدان مأمور سازى ؟
خدايا هر غمندهاى به تو پناهنده گردد ، و هر اندوهناكى روى اميد به تو
الصحيفة العلوية والتحفة المرتضوية — صفحة 153
مساهمون: سيد هاشم رسولي محلاتى
ص١٥٣