تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الصحيفة العلوية والتحفة المرتضوية — صفحة 150

مساهمون:

ص١٥٠

در ثناى بدرگاه حق و مناجات

معبودا درود فرست بر محمد و خاندان محمد و به من رحم كن آنگاه كه رشتهء ارتباطم از اين دنيا بريده شود ، و نامم از ميان مخلوقان محو گردد ، و مانند فراموش‌شدگان بدست فراموشى سپرده شوم . معبودا : عمرم زياد گشته ، و پوست تنم نازك شده ، و استخوانم باريك گرديده ، و روزگار آنچه را بايد بسرم بياورد درآورده ، و مرگم نزديك گشتهء ، و روزگارم بسر آمده ، و شهوات و اميالم سپرى گشته ولى مسئوليتهايش براى من بجاى مانده . معبودا ! آنگاه كه صورتم دگرگون شود ، و زيبائيهايم همه از دست برود ، و تنم پوسيده شود ، بندهاى تنم از هم جدا گردد ، و اعضاى بدنم پراكنده شود ، آنگاه به من ترحم فرما . معبودا ! گناهانم مرا خموش ساخته ، و سخنم را بريده ، و هيچ گونه عذر و برهانى هم ( براى انجام گناهانم ) ندارم ، و با اين ترتيب منم كه بگناه خويش اقرار دارم و ببدى خود اعتراف ميكنم ، و اين منم كه در بند گناهم گرفتارم ، و پاى بند عمل و كردارم ميباشم ، و از بيباكى خويشتن را در درياهاى خطاكارى خود انداخته‌ام و از مقصد اصلى سرگردان شده و راه چاره بر من بريده شده . ( خدايا ) پس ( اولا ) درود فرست بر محمد و خاندان محمد ، و ( ثانيا ) به مهر خويش به من ترحم فرما ، و بفضل خود اى خداى كريم از من درگذر .