معبودا ! اگر كردارم در برابر طاعتت كوچك است ولى در عوض آرزويم در پيش اميد به تو بزرگ است ، معبودا چگونه از درگاهت محرومانه از روى نوميدى بازگردم با اينكه گمانى كه به تو و كرم و خود تو داشتم آن بود كه مرا رستگارانه در حالى كه مورد رحمتت قرار دادهاى از درگاهت بازم گردانى .
معبودا ! من هيچ گاه با خوشگمانى خود - كه به تو دارم - نوميدى اشخاص مأيوس را بر خود چيره و مسلط نسازم ، تو نيز اميدوارى مرا بخودت - در ميان اميدواران مبدل بنوميدى مفرما .
معبودا ! براستى جرم من بزرگ است اگر تو آن را آشكار كنى ، و گناهم عظيم است اگر آن را مؤاخذه فرمائى ، جز آنكه - اى آقاى من - هر گاه به ياد جرم بزرگ خود مىافتم و از آن سو آمرزش عظيم تو را به ياد آورم آنچه از اين ميان بدستم آيد همان گذشت تو است .
معبودا ! اگر ترس از شكنجهات در برابر گناه مرا بسوى آتش دوزخ ميخواند ولى در عوض پاداش نيك تو مرا نداى اميدوارى ببهشت ميدهد .
معبودا اگر خطاكاريهايم مرا با زيبائيهاى لطفت نامأنوس ساخته ولى توجه كريمانهات مرا با يقين مأنوس كرده است .
معبودا اگر بىخبرى و غفلت از آمادگى ديدارت مرا بخواب فرو برده ولى در عوض - اى آقاى من - آشنائى بنعمتهاى كريمانهات مرا به خود آورده .
معبودا اگر خردم بيگانه است از اينكه بتواند آنچه را بسود و صلاح من است برايم آماده سازد ، ولى يقينم باينكه نظر سودمندانهات در مورد منافع و مصالحم بسوى من متوجه است بخطا نرفته . معبودا اگر كوششهايم در روزهائى كه از من سپرى شده بر طبق دلخواه تو نبوده ولى ( مسلما ) سالهاى عمرم كه بر من گذشته همه بر پايهء ايمان به تو استوار بوده .
الصحيفة العلوية والتحفة المرتضوية — صفحة 151
مساهمون: سيد هاشم رسولي محلاتى
ص١٥١