تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 556

مساهمون:

ص٥٥٦
ودر نسخهء مرحوم شيخ آقا در حاشيهء همين فايده اعتراضى بر آن شده است باين عبارت : « مخفى نماند بر أهل درايت كه آنچه از كتب درايهء حديث ظاهر مىشود در ترجمهء حديث موثّق مخالف آنست كه مرحوم مؤلّف در اين فايده تفسير فرموده‌اند زيرا كه ايشان فرموده‌اند كه : حديث موثّق آنست كه همهء راويان حديث عادل باشند نهايت آنكه همه يا بعضي فاسد المذهب بوده باشند ، واين بحسب ظاهر در بادي أمر صحيح مىنمايد وليكن بعد از تعمّق ظاهر مىشود مخالفتش با آنچه كه در كتب درايه مسطور است ، زيرا كه ايشان فرموده‌اند كه : همهء رواة عدل بوده باشند ، وأهل درايه فرموده‌اند كه : موثّق آنست كه در طريقهء حديث داخل باشد كسى كه منصوص على الوثاقة بوده باشد با اين كه فاسد العقيدة نيز بوده باشد وباقي سند مشتمل بر ضعيف نباشد وليكن لازم نيست كه همه عادل بوده باشند كفايت ميكند در حكم بموثّقيّت حديث شخص عادل غير امامي با عدم اشتمال سند بر شخص ضعيف مجهول الحال مثلا ، وبنا بر اين كه مؤلّف ( ره ) فرموده‌اند همهء رواة عادل باشند نهايت همه يا بعضي فاسد العقيدة باشند ، پس هر گاه حديثي بهم رسد كه طريق آن مشتمل باشد بر شخص امامي ممدوح بغير توثيق مثل إبراهيم بن هاشم نزد كسى كه ايشان را ثقة نمىداند وبر شخص ثقة غير امامي مثل رفاعه مثلا يا سماعة چنين حديثي مىبايست اسمى نداشته باشد زيرا كه هر گاه گوئى كه مثلا : اين حديث حسن است ، اعتراض مىشود باين كه : در حسن مىبايست همه امامي باشند واين طريق چنين نيست ، زيرا كه غير امامي داخل است ، وهر گاه گوئى كه : موثّق است ، اعتراض كرده مىشود باين كه : موثّق آنست كه همهء راويان آن عدل باشند با فساد عقيدهء كلّ يا بعض ، واين چنين نيست ، زيرا كه مشتمل است بر غير ثقهء عادل ، پس بهتر آنست كه أصحاب درايه فرموده‌اند ، لمحرّره محمد علىّ الحسيني » نگارنده گويد : طالب تحقيق خودش نسبت بورود اعتراض يا عدم ورود آن حكم خواهد كرد ، من اعتراض را چنانكه بود نقل كردم ، والسلام على من اتّبع الهدى .