كه اوّل كسى كه داخل آتش شد آن حضرت بود صلّى اللَّه عليه وآله ، « پس از براي اينست قول خداى عزّ وجلّ » ومعنى آيهء كريمه بنا بر آنچه از اين حديث شريف ظاهر مىشود اينست كه : بگو اى محمّد : اگر مىبود از براي خدا فرزندى ، پس البتّه من اقرار مىكردم بآن از براي اين كه من اوّل جمعىام كه عبادت وپرستش حق تعالى كردند يعنى در روز گرفتن عهد وميثاق ، پس آنچه در بارهء أو حق وصدق باشد البتّه اقرار بآن ميكنم ، پس اين كه من انكار ميكنم آنرا بغير از اين وجهي ندارد كه أو را فرزندى نيست وقول بآن باطل وكفر است . وممكن است كه معنى اين باشد كه اگر از براي أو فرزندى مىبود پس من اوّل كسى بودم كه أطاعت وانقياد وتعظيم وتبجيل أو مىكردم زيرا كه من اوّل جمعىام كه عبادت خدا كردند پس اگر فرزندى مىداشت اوّل كسى كه أطاعت وتعظيم وتبجيل أو ميكرد من بودم زيرا كه از جملهء تعظيم والد تعظيم فرزند اوست ، ودر بعضي أحاديث « عابدين » به « جاحدين ومنكرين » تفسير شده واين بنا بر اينست كه « عبد » در لغت بمعنى انكار آمده وبنا بر اين ظاهر اينست كه معنى اين باشد كه : اگر خدا را فرزندى باشد باعتقاد شما ، پس شما خود مىدانيد كه من اوّل منكر اين معنىام ، وممكن است كه اين معنى بطن آيهء كريمه باشد واين حديث شريف نيز ابائى از حمل بر اين معنى ندارد وبنا بر اين غرض از ذكر آيهء كريمه همين باشد كه اوّل بودن آن حضرت باعتبار اينست كه اوّل كسى كه أطاعت خدا كرده در وقت ميثاق أو بود ، پس هر چه در بارهء حق تعالى بايد اعتقاد كرد باثبات يا نفى ، وهمچنين در هر چه أمر بآن كند يا نهى از آن نمايد أو اوّل است در أطاعت كردن در آن ، پس اوّل كسى كه منكر فرزند باشد كه اعتقاد بنفي آن ضرور است أو خواهد بود واللَّه تعالى يعلم .
وچون اين أحاديث نقل وشرح شد ووجه تأويل آنها ظاهر گرديد پس أحاديث ديگر نيز كه در اين باب وارد شده قياس بر آنها خواهد شد وحاجت بذكر همهء آنها نيست .
بايد دانست كه اسناد أحاديث مذكوره اگر چه پارهء از آنها ضعيف است
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 554
مساهمون: جمال الدين محمد الخوانساري
ص٥٥٤