امّا سند بعضي از آنها معتبر است مثل حديث دويم كه سند آن صحيح است وحديث هشتم كه ظاهر اينست كه موثّقى است كالصحيح ، وحديث نهم كه حسنى است كالصحيح ، وحديث دهم كه حسن موثقى است كالصحيح ، وأيضا كثرت آنها بمرتبهايست كه قدر مشترك آنها قريب بتواتر شده ودر طرق أهل سنّت نيز أحاديث بر وفق آنها وارد شده نهايت بسا باشد كه باعتبار اين معنى بعضي از آنها بر تقيّه محمول تواند شد واللَّه تعالى يعلم ، تمّت وآلاؤه عمّت .
[ تكمله ]
در آخر هر سه نسخه اين فايده بعنوان تكملهء كتاب نقل شده است :
« فائدة - در اصطلاح متأخرين علما راويان حديث اگر همه عادل وامامي مذهب باشند آن حديث را صحيح گويند ، واگر همه عادل باشند أمّا امامي مذهب نباشند يا بعضي از ايشان امامي نباشد آنرا موثق گويند ، واگر همه امامي باشند امّا عادل نباشند يا بعضي از ايشان عادل نباشد امّا هر كه عادل نباشد أو را مدحي كرده باشند آنرا حسن گويند ، وهر چه غير اينها باشد آنرا ضعيف گويند ، وحسن موثّق كه ما گفتيم آنست كه بعضي راويان عادل غير امامي باشد وبعضي غير عادل ممدوح امامي ، وحديث هشتم را كه موثّق كالصّحيح گفتيم باعتبار اينست كه يكى از راويان آن أبان بن عثمان است واگر چه أو را غير امامي شمردهاند نهايت اجماع أصحاب نقل كردهاند بر صحت حديث أو ، وحديث نهم را كه حسن كالصّحيح گفتيم از آن راه است كه يكى از راويان آن إبراهيم بن هاشم است واگر چه أو را توثيق نكردهاند امّا مدحي زياد كردهاند قريب بتوثيق ، وگاهى أو را در أحاديث صحيح مىشمارند ، وچون راويان حديث دهم إبراهيم وابان هر دو هستند آنرا حسن موثّق كالصّحيح گفتيم ، منه دام ظلّه العالي ( يا « منه رحمه اللَّه » ) » .