حديث شريف ودر أمثال آن ، وتأويل اين بچند وجه ممكن است .
يكى - اين كه اين بر سبيل تمثيل وتخييل باشد ومراد اينست كه از روى كمال عنايت ارادهء اين أمور كردند مانند كسى كه خود بدست خود چنين كند ، يا اين كه تعبير شده از اراده بدست ، باعتبار اين كه مردم كارها بدست خود ميكنند پس جارى شده است كلام با ايشان بر طريقهء ايشان وبه آن چه ايشان مىفهمند وتشبيه شده است معقول بمحسوس از براي زيادتى تمكّن معنى در نفس .
دويم - اين كه فاعل آنها جبرئيل بوده وچون بفرمان حق تعالى بوده نسبت باو داده شده وبنا بر اين « يد » بر حقيقت محمول مىتواند شد .
سيم - اين كه « يد » اينجا بمعنى « دست » نيست بلكه بمعنى قوّت وقدرت است كه آنها نيز از معاني حقيقيّهء « يد » است چنانكه أهل لغت گفتهاند .
« پس ناگاه ايشان مىجنبيدند » يعنى حيات بر ايشان فايض شده بود وحركت مىكردند ، « پس أمر كرد أهل دست چپ را » يعنى أشرار را كه طينت ايشان در دست چپ حضرت جبرئيل بود چنانكه در حديث سابق مذكور شد ، يا اين كه نامهء اعمال ايشان در قيامت بدست چپ ايشان خواهد آمد ، يا اين كه چون دست راست اشرف وأقوى است از دست چپ بآن اعتبار شايع شده كه خوبان را « أهل دست راست » گويند وبدان را « أهل دست چپ » چنانكه در شرح حديث سابق مذكور شد ، « پس برگردانيد ايشان را گلى » يعنى برگردانيد هر دو فرقه را بصورت اوّل ، وحيات از ايشان بر طرف شد وگل شدند چنانكه بودند ، وخلق فرمود از آن گل مركّب از گل هر دو فرقه حضرت آدم ( ع ) را ، « پس استطاعت ندارند اينها » در توضيح حديث هشتم شرح اين شد وتطويل كلام باعادهء آن در كار نيست ، « پس مىبينند كه بدرستى كه رسول خدا صلى اللَّه عليه وآله » مثل اين عبارت در أحاديث أكثر أوقات در جائى مستعمل شود كه مردم چنان دانند وچنان نباشد ، ودر اينجا حمل بر آن نتواند شد وبايد بر اين حمل شود كه ملائكة وأنبيا وأوصيا عليهم السلام مىدانند وگويا بمعاينه مىبينند
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 553
مساهمون: جمال الدين محمد الخوانساري
ص٥٥٣