كه در قالب مورچهها بودند اقرار بآن نمودند پس ظاهرست كه انكار آن بمجرّد تقليد پدران تقصيريست عظيم از ايشان پس آن عذرى از براي ايشان نشود ، واگر كلام بر تمثيل وتخييل حمل شود توجيه تتمّهء آيهء شريفه ظاهرست يعنى نصب دلايل وامارات از براي شما كرديم كه مبادا شما بگوئيد كه : ما از اين غافل وبيخبر بوديم واين معنى بر ما ظاهر نبود ، يا اين كه بگوئيد : بر ما اين معنى ظاهر نبود پس ما تقليد پدران خود كرديم وتقصيري در آن باب نداريم واللَّه تعالى يعلم ، « بدرستى كه خداى عزّ وجلّ فرا گرفت » فرا گيرنده حضرت جبرئيل بود وچون بأمر وفرمان حق تعالى بوده نسبت بخدا داده شد چنانكه بلا تشبيه كار كسى كه بأمر پادشاهى بكند بآن پادشاه نسبت داده مىشود ، « از خاك تربتى » بعنوان اضافه است يعنى مشتى از خاك آن خاكى كه خلق كرده از آن حضرت آدم را ، وممكن است كه « التّربة » بدل « قبضة » باشد ومعنى چنين شود كه : فرا گرفت مشتى از خاك ، فرا گرفت خاكى را كه خلق كرد از آن حضرت آدم را .
بعضي از علما استدلال كردهاند بر حمل آيهء شريفه بر تمثيل وتخييل به آن چه روايت شده در كافى وغير آن از ابن أبي عمير از بعضي از أصحاب ما كه گفته : گفتيم بحضرت أبى عبد اللَّه عليه السّلام كه :
كيف أجابوا وهم ذرّ ؟ - قال : جعل فيهم ما إذا سألهم أجابوه
يعنى في الميثاق يعنى چگونه جواب گفتند وحال اين كه ايشان مورچهها بودند ؟ - آن حضرت گفت : گردانيده حق تعالى در ايشان آن چيزى را كه هر گاه سؤال كند ايشان را جواب گويند أو را يعنى در ميثاق يعنى مراد جواب گفتن ايشان بود در وقت گرفتن اين پيمان از ايشان در حكايت ألست وبناى استدلال بر اينست كه گفته : اين بعينه آنست كه ما گفتيم كه حق تعالى تركيب كرده در عقول ايشان آنچه را مىخواند ايشان را بسوى اقرار .
پوشيده نيست كه اين حديث شريف دليل نمىشود بر آن ، ودور نيست كه مراد
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 548
مساهمون: جمال الدين محمد الخوانساري
ص٥٤٨