محفوظ يا لوحى ديگر ثبت شده واز براي ايشان دلائلى كه دلالت ميكند بر پروردگارى حق تعالى نصب شده پس گويا همهء ايشان را در آن وقت از پشتهاى پدران ايشان بيرون آوردهاند واز ايشان گواهى طلبيدهاند وايشان اقرار كردهاند وگواهى دادهاند نظير آيهء كريمه :
إِنَّما قَوْلُنا لِشَيْءٍ إِذا أَرَدْناهُ أَنْ نَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ
« 1 » نيست قول ما مر چيزى را هر گاه اراده كنيم آنرا مگر اين كه بگوئيم مر آنرا كه : يافت شو ، پس يافت مىشود ، زيرا كه در ايجاد آن گفتن « كن » هم نيست بلكه بمجرّد ارادهء وجود آن موجود مىشود ، پس غرض مجرّد تمثيل وتصوير اين معنى است واين كه ايجاد آن بمنزلهء اينست كه كسى بگويد كه : يافت شو ، پس يافت شود بي سبق مادّهء ومدّتى وبدون تعب ورنج مزاولت عملي واستعمال آلتى ، وهمچنين قول أو عزّ وعلا :
فَقالَ لَها وَلِلْأَرْضِ ائْتِيا طَوْعاً أَوْ كَرْهاً قالَتا أَتَيْنا طائِعِينَ
« 2 » پس فرمود مر آسمان وزمين را : بيائيد از روى طوع ورغبت ويا از روى جبر واكراه ، گفتند : آمديم فرمان برندگان ، چه ظاهرست كه در اينجا نيز قولي نيست نه از حق تعالى ونه از آسمان وزمين بلكه مجرّد تمثيل وتخييل است واين كه اينها موجود شدند بمجرّد ارادهء وجود آنها مانند كسى كه بگويد بكسى كه : البتّه بيا وبايد بيائى بطوع يا اكراه ، پس أو بيايد بطوع ورغبت ، واللَّه تعالى يعلم .
وجمعى از مفسّرين را اعتقاد اينست كه « 3 » اخراج بر سبيل حقيقت است امّا
هامش
( 1 ) آيهء 40 سورهء مباركهء « نحل » است .
( 2 ) ذيل آيهء يازدهم سورهء مباركهء « فصلت » وصدر آن اينست :« ثُمَّ اسْتَوى إِلَى السَّماءِ وَهِيَ دُخانٌ ».
( 3 ) بايد دانست كه اين كه شارح ( ره ) در اينجا بر خلاف ساير موارد قبلا آراء وعقايد مفسّرين را بيان ميكند وبعدا باظهار نظر وعقيدهء خود مىپردازد براي آنست كه نفى واثبات ورد وقبول عالم ذرّ بسيار مشكل است مخصوصا با توجّه بقوّت ادّلهء نافين كه سيّد مرتضى وأبو الفتوح رازي وطبرسى وأبو المحاسن جرجانى ومولى فتح اللَّه كاشاني از آن جمله هستند ودلائل قوى بر نفى آن اقامه كرده وبتوجيه آيات واخبارى كه ظهور در آن دارد پرداختهاند وعلّامه مجلسي ( ره ) در مجلد چهاردهم بحار « السماء والعالم » چنانكه شايد وبايد از اين موضوع بحث كرده وأقوال علماء را نيز نقل نموده پس هر كه طالب باشد بآن مراجعه فرمايد .