تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 544

مساهمون:

ص٥٤٤
أصحاب اليمين فصارت عليهم بردا وسلاما ، وأبى أصحاب الشّمال أن يدخلوها . ( يعنى ) : بدرستى كه مردى سؤال كرد از حضرت أبى جعفر يعنى امام محمّد باقر عليه السلام از قول خداى عزّ وجلّ وإذ أخذ ربّك ( تا آخر آيهء كريمه ) پس گفت وپدر آن حضرت مىشنيد - بر هر دو باد درود - كه : حديث كرد مرا پدر من كه بدرستى كه خداى عزّ وجلّ فرا گرفت مشتى از خاك تربتى كه خلق كرد از آن آدم را عليه السّلام ، پس ريخت بر آن آبى گواراى شيرين ، بعد از آن واگذاشت آنرا چهل صباح ، بعد از آن ريخت بر آن آب شور وتلخ ، پس واگذاشت آنرا چهل صباح ، پس چون خمير شد آن گل فرا گرفت آنرا پس ماليد آنرا ماليدنى سخت ، پس بيرون آمدند مانند مورچه‌ها از يمين وشمال أو ، وأمر كرد ايشان را همگى باين كه داخل شويد در آتش ، پس داخل شدند أصحاب يمين پس گرديد آتش بر ايشان سردى وسلامتى ، وسر باز زدند أصحاب شمال از اين كه داخل شوند آن آتش را . ( توضيح ) : ترجمه آيهء كريمه اينست كه : ياد كن حال را در آن وقت كه فرا گرفت پروردگار تو از بني آدم از پشتهاى ايشان نسل ايشان را وگواه گرفت ايشان را بر نفسهاى ايشان كه : آيا نيستم من پروردگار شما گفتند : بلى هستى يعنى بيرون آورد نسل بني آدم را از پشتهاى ايشان بترتيبى كه در آنها قرار گرفته بودند وپرسيد از ايشان كه : آيا نيستم من پروردگار شما ؟ - همه اقرار كردند وگواهى دادند كه بلى پروردگار مائي ، وجمعى از مفسّرين را اعتقاد اينست كه اينها همه بر سبيل تمثيل وتخييل است ودر حقيقت نه اخراجيست ونه گواهى طلبيدنى ونه گواهى - دادنى ، بلكه مراد اينست كه : چون همهء بني آدم بترتيبى كه موجود مىشوند در لوح