سابقه مذكور شد كه « مؤمن از گل بهشت خلق شده وكفّار ونواصب از گل جهنّم » وهمچنين منافاة ندارد با آنچه در بعضي از آنها مذكور شد كه « نيكبختان تمام از خاك آسمانها خلق شدهاند » زيرا كه ممكن است كه مراد بآن نيز خاك بهشت باشد كه در آسمانهاست يا مراد بآسمانها بهشتها باشد چنانكه قبل أزين مذكور شد ، وممكن است نيز كه آن حكايت دخلى بطينت اصلى ايشان نداشته باشد بلكه در آن وقت همه را از گلى كه از روى زمين برداشته باشد بيرون آورده باشد باين نحو كه نفس هر يك ببدنى از قبيل مورچه كه از آن گل بيرون آمده تعلّق گرفته باشد وآخر أبدان هر گروهى را از گلى خاصّ خلق كرده باشد بتفصيلى كه در أحاديث سابقه مذكور شد ، « پس ماليد آنرا ماليدنى سخت » ظاهر اينست كه « ماليدن » كناية از فشردن باشد از براي بيرون آوردن مورچهها از آن چنانكه تفريع شده آن بر آن ، وبعضي از علما گفتهاند كه : آن از براي اينست كه اجزاى آن خوب ممزوج بيكديگر شوند ومزاج ميانهء آنها حاصل شود ومستعدّ حيات گردند ، « پس ناگاه ايشان مثل مورچهها مىجنبيدند » يعنى تمام أفراد آدمي از آن بيرون آمدند هر يك بشكل ومقدار مورچهء وحركت مىكردند تا ظاهر شود حيات ايشان وفايده اين بود كه تكليف شود بايشان ومطيع وعاصى در آن وقت ممتاز گردد ، وحكم بدخول أطاعت كنندگان ببهشت وسركشان بجهنّم از آن روز معلوم ملائكة گردد ، با مصالح وفوايد ديگر كه حق تعالى أعلم است به آنها ، « پس گفت بأصحاب يمين » چون دست راست اشرف است از دست چپ پس باين اعتبار خوبان را « أصحاب يمين » گويند وبدان را « أصحاب شمال » ، وممكن است كه باعتبار اين باشد كه حضرت جبرئيل طينت آنها را بدست راست گرفت وطينت اينها را بدست چپ ، چنانكه در حديث سابق مذكور شد ، يا اين كه در قيامت نامهء أعمال آنها بدست راست ايشان آيد ، ونامهء أعمال اينها بدست چپ ايشان ، چنانكه در أحاديث وارد شده ، « بسوى بهشت بسلامى » يعنى برويد بسوى بهشت همراه بدرود وسلام ورحمتي از جانب ما ،
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 540
مساهمون: جمال الدين محمد الخوانساري
ص٥٤٠