يا ربّ أقلنا ، فقال : قد أقلتكم فادخلوها ، فذهبوا فهابوها ، فثمّ ثبتت الطّاعة والمعصية ، فلا يستطيع هؤلاء أن يكونوا من هؤلاء ، ولا هؤلاء من هؤلاء .
( يعنى ) :
اگر بدانند مردم كه چگونه بوده ابتداء آفرينش اختلاف نمىكردند دو كس ، بدرستى كه خدا كه بلند مرتبه وغالب است پيش از آنكه خلق كند خلق را گفت :
يافت شو آبى گوارا ، تا خلق كنم از تو بهشت خود را وأهل طاعت خود را ، ويافت شو آبى شور وتلخ ، تا خلق كنم از تو جهنّم خود را وأهل معصيت خود را ، بعد از آن امر كرد آنها را پس آميخته شدند بهم ، پس بسبب اين مىزايد مؤمن كافر را وكافر مؤمن را ، بعد از آن فرا گرفت گلى را از روى زمين پس ماليد آنرا ماليدنى سخت ، پس ناگاه شدند ايشان مثل مورچهها مىجنبيدند ، پس گفت با أصحاب يمين ، بسوى بهشت بسلامى ، وگفت با أصحاب شمال : بسوى جهنّم وپروا نميكنم ، بعد از آن امر كرد آتشى را پس افروخته شد ، پس گفت بأصحاب شمال : داخل شويد آن را ، پس ترسيدند از آن ، وگفت بأصحاب يمين : داخل شويد آنرا ، پس داخل شدند آنرا ، پس گفت بآتش : بگرد سردى وسلامتى ، پس گشت سردى وسلامتى ، پس گفتند أصحاب شمال : اى پروردگار ما در گذر از تقصير ما ، پس گفت : بتحقيق كه در گذشتم ، پس داخل شويد آتش را ، پس رفتند پس ترسيدند از آن ، پس آن وقت ثابت شد طاعت ومعصيت ، پس استطاعت ندارند اينها بر اين كه بوده باشند از آنها ونه آنها از اينها .
( توضيح ) :
« اختلاف نمىكردند دو كس » يعنى در خلافت وامامت ، زيرا كه اگر مطّلع بودند بر ابتداى آفرينش مىدانستند كه در آن وقت كه أصحاب يمين بود ومأمور
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 538
مساهمون: جمال الدين محمد الخوانساري
ص٥٣٨