كافر در نطفهء پدر ، وجدائى داد ميان آنها در وقت خلق آن بأمر خود يا بفعل جبرئيل وبهر تقدير پس كسى كه خلق شده از طينت خوب كه در دست راست جبرئيل بود كسيست كه زنده شده است بعد از آنكه مرده بود ، وكسى كه خلق شده از طينت ديگر أو كسيست كه باقيمانده در تاريكيها يعنى در تاريكى ضلالت وجهالت وعصيان وبيرون نيامده از آنها ، « اين چنين بيرون مىآورد خداى عزّ وجلّ » اگر اختلاط وجدائى بر اختلاط وجدائى پيش از حضرت آدم حمل شود چنانكه اوّلا ذكر كرديم ممكن است كه مراد از اين كلام اين باشد كه چنانكه در اوّل حق تعالى أو را زنده وطينت أو را جدا كرد از طينت كافر همچنين بيرون مىآورد مؤمن را در وقت توّلد أو از تاريكى اختلاط طينت أو بطينت كافر در نطفهء پدر زيرا كه در هر دو نطفه هر دو طينتها باشند ، « بسوى نور » كه آن جدا كردن مادّهء أو كه طينت خوب باشد از طينت ديگر وخلق أو باشد از آن جزو واگر بر اختلاط آنها در نطفه وجدا نمودن در وقت خلق أو باشد اين كلام نيز بر تصديق سابق حمل شود وبيان اين كه بيرون آوردن أو از ظلمت بنور در وقت تولّدست كه جدا شود مادّهء أو از طينت كافر ، و « بيرون مىآورد كافر را از نور » يعنى از اختلاط طينت أو بطينت مؤمن كه بمنزلهء نور وروشنى است بسوى تاريكى كه تاريكى طينت صرف كافر باشد در وقتي كه طينتها از هم جدا شوند بعد از اختلاط يا در وقت تولّد كه طينت كافر از طينت ديگر جدا شده ومادّهء خلق أو گرديد وبنا بر اين ممكن است كه مراد از نور طينت پدر أو باشد كه مؤمن است بعد از داخل شدن أو بسوى نور يعنى در نور بنا بر اين كه حروف جارّه هر يك بمعنى ديگرى مىآيد وممكن است كه « إلى » سهوى از ناسخ يا يكى از راويان باشد وصحيح « في » باشد « واينست قول خداى عزّ وجلّ » : لينذر من كان حيّا ويحقّ القول على الكافرين يعنى نيست آنچه فرستاديم بر پيغمبر مگر ذكر يعنى پند وارشاد وقرآني ظاهر كه كتابيست آسمانى وكلام بشر نيست از براي اين كه بترساند قرآن يا پيغمبر كسى را كه بوده باشد زنده و « ثابت گردد قول » يعنى كلمهء عذاب بر كافران ، مراد به « زنده بودن »
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 536
مساهمون: جمال الدين محمد الخوانساري
ص٥٣٦