تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 535

مساهمون:

ص٥٣٥
اطلاق نوى بطينت كافران باعتبار دورى اوست از هر خيرى نه اين كه لفظ « نوى » مشتقّ از لفظ « نأى » است وبر هر تقدير ظاهر اينست كه اين معنى بطن آيهء كريمه است وظاهر آن معنى مشهور است و « بعيدست از آن » تأكيد سابق است ، و « بيرون مىآورد زنده را از مرده » چنانكه زنده ومرده بر زنده ومردهء ظاهري اطلاق كنند و « زنده » آنرا گويند كه روح حيواني داشته باشد و « مرده » آنرا گويند كه أو را نداشته باشد ، همچنين بر مرده وزندهء معنوي اطلاق كنند و « زنده » كسى را گويند كه نيكبخت باشد ومتّصف نباشد بايمان واخلاق حميده وافعال پسنديده ، و « مرده » كسى را گويند كه بر خلاف اين باشد وآيهء كريمه بهر دو وجه تفسير تواند شد وبنا بر اوّل « بيرون آوردن زنده از مرده » مثل بيرون آوردن حيوان از نطفه است بلكه از عناصرى كه از آن مخلوق شده ، و « بيرون آوردن مرده از زنده » مثل بيرون آوردن نطفه است از حيوان ، وبنا بر دويم بيرون آوردن زنده از مرده ، مثل بيرون - آوردن مؤمن است از كافر وعالم از جاهل ، ومرده از زنده ، مثل بيرون آوردن كافرست از مؤمن وجاهل از عالم ، ودر اين حديث شريف بر وجه دويم تفسير شده وظاهرست كه آن أولى وأبلغ است زيرا كه حيات معنوي باقي وجاويدست ، وحيات ظاهري حيات زايل وفانى . « أو من كان ميتا فأحييناه » تتمّهء آيهء كريمه اينست « وجعلنا له نورا يمشى به في النّاس كمن مثله في الظّلمات ليس بخارج منها » آيا وكسى كه بوده مرده پس زنده گردانيديم أو را وگردانيديم براي أو روشنيى كه راه رود بآن در ميان مردم مثل كسيست كه صفت أو اينست كه در تاريكيهاست نيست بيرون آينده از آنها ، پس « مردن أو » اشاره است بتفسير آيهء كريمه باين كه مراد بمردن أو اينست كه طينت أو با طينت كافر مخلوط بود يعنى در وقتي كه پيش از خلق حضرت آدم هر دو طينتها مخلوط شدند بهم ، ومراد بزندگى أو هنگامى كه جدائى داد خداى عزّ وجلّ ميان آنها ، « بكلمهء خود » يعنى بأمر خود يا بفعل جبرئيل كه كلمهء خداست چنانكه قبل از اين مذكور شد يا مراد اختلاط طينت اوست با طينت