پس باعتبار اختلاف طينت چرا مختلف نشود ؟ ! وأيضا باعتقاد حكما فيضان هر نفس بهر بدني باعتبار استعداد وقابليّت آن بدن است وهر چند مزاج بدن بوحدت واعتدال نزديكتر باشد نفس فايض بر أو أكمل وأفضل باشد ، وبنا بر اين ظاهرست كه بدني كه از طينت خوب خلق شده باشد استعداد وقابليّت نفسي دارد أشرف وأفضل ، وبدني كه از طينت بد خلق شده باشد مستعدّ نفسي است أخسّ وأنقص ، پس اختلاف أبدان بالآخرة منشأ اختلاف أفعال واعمال تواند شد ، وبنا بر اين تصحيح آنچه مذكور شد كه اگر از طينت خوب خلق مىشد شخصي ديگر بود نيز مىتوان كرد ، زيرا كه هر گاه فيضان نفوس بحسب استعداد وقابليّت أبدان باشد پس ظاهرست كه اگر بدن شخصي كه از طينت بد خلق شده از طينت خوب خلق مىشد آن نفس كه دارد بر آن فايض نمىشد بلكه بايست كه نفسي ديگر أشرف وأكمل بر آن فايض شود وبنا بر اين ظاهرست كه شخص آن شخص نبود بلكه شخصي ديگر مىبود ، وممكنست نيز كه « طينت » در أحاديث مذكوره بر « گل » حمل نشود بلكه مجازا مستعمل شده باشد بر نوع جوهري كه نفس از آن خلق شده يا بمعنى خلقت وجبلّت باشد كه آن نيز بمعنى طينت است چنانكه مذكور خواهد شد وبنا بر اين مراد اين باشد كه : نفوس مؤمنين از جوهري خلق شده مناسب علّيين ، يا خلقت وجبلّتى دارد مناسب آن ، ونفوس كفّار از جوهري ديگر مناسب سجّين يا خلقتى وجبلّتى دارد مناسب آن ، وبنا بر اين نيز هر دو اشكال دفع شود چنانكه بر متأمّل منصف ظاهر گردد واللَّه تعالى يعلم .
وچون گزارش سخن بر سبيل اجمال در اين باب شد أولى وأنسب آن مىنمايد كه بعضي از أحاديث مزبوره نقل وشرح شود تا انطباق آنها بر تأويل مذكور ظاهر گردد بنا بر اين چند حديث از آنها از كتاب كافى ثقة الاسلام محمد بن يعقوب كلينى طاب ثراه كه معتبرترين كتب أحاديث أصحاب ما رضوان اللَّه عليهم است نقل مىشود .
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 509
مساهمون: جمال الدين محمد الخوانساري
ص٥٠٩