حديث اوّل
آنست كه روايت كرده از ربعي بن عبد اللَّه « 1 » از مردى از حضرت امام زين العابدين عليه السلام كه فرمود كه :
انّ اللَّه عزّ وجلّ خلق النّبيّين من طينة علّيّين قلوبهم وأبدانهم ، وخلق قلوب المؤمنين من تلك الطّينة ، وجعل « 2 » خلق أبدان المؤمنين من دون ذلك ، وخلق الكفّار من طينة سجّين قلوبهم وأبدانهم ، فخلط بين الطّينتين ، فمن هذا يلد المؤمن الكافر ويلد الكافر المؤمن ، ومن ههنا يصيب المؤمن السّيّئة ويصيب الكافر الحسنة ، فقلوب المؤمنين تحنّ إلى ما خلقوا منه ، وقلوب الكافرين تحنّ إلى ما خلقوا منه .
( يعنى ) :
بدرستى كه خداى عزّ وجلّ آفريده است پيغمبران را از طينت علّيّين دلهاى ايشان را وبدنهاى ايشان را ، وآفريده است دلهاى مؤمنان را از آن طينت وگردانيده است آفريدن بدنهاى مؤمنان را از پستتر از آن ، وآفريده است كافران را از طينت سجّين دلهاى ايشان را وبدنهاى ايشان را ، پس آميزش داده است ميانهء اين دو طينت پس از اين مىزايد مؤمن كافر را ، ومىزايد كافر مؤمن را ، واز اينجا مىرسد مؤمن گناه را واز اينجا مىرسد كافر كار نيك را ، پس دلهاى مؤمنان شوق دارند
هامش
( 1 ) نخستين حديث است از « باب طينة المؤمن والكافر » كه نخستين باب از أبواب « كتاب الايمان والكفر » است وتمام سند روايت اين است ( صفحهء دوم جلد دوم مرآة العقول چاپ طهران بسال 1317 هجرى قمري ) : « علىّ بن إبراهيم ، عن أبيه ، عن حمّاد بن عيسى ، عن ربعي بن عبد اللَّه ، عن رجل ، عن علىّ بن الحسين قال ( انّ اللَّه ، تا آخر حديث ) » .
( 2 ) كلمهء « جعل » در كتاب مرآة العقول نيست وسياق كلام نيز مؤيّد آنست كه نباشد پس بايد كلمهء « خلق » را بصيغهء ماضي خوانده وبر « خلق » كه پيش از آن گذشته عطف كرد زيرا بهيچ وجه نمىتوان آنرا در اين مورد مصدر گرفت چنانكه نزد أهل فنّ واضح است .