من هم مثل أو بودم ، پس عقاب من با وجود طينت بد روا نباشد ؟
جواب گوئيم كه : در استحقاق ثواب وعقاب أصل قدرت هر دو بر طرفين كافيست چنانكه مذكور شد ، وطينت بد هرگز كافر را مجبور ومضطرّ بكفر وافعال بد نكنند وباعث اين نمىشود كه أو مستحقّ عقاب شود .
وامّا اين كه گويد : چرا به من طينت بد دادى وطينت خوب ندادى واگر بمن هم طينت خوب داده بودى من هم مثل مؤمن مىبودم ، پس ترجيح أو بر من جهتي ندارد ؟
جواب گوئيم كه : اگر طينت خوب داده مىشد أو أو نبود بلكه شخصي ديگر بود پس أو نتواند گفت كه : اگر مرا از طينت خوب خلق مىكردى من هم مؤمن مىبودم وخوب مىكردم ، زيرا كه شخصي كه از طينت بد خلق شده باشد محال است كه أو از طينت خوب خلق شود بلكه هر كه از طينت خوب خلق شود شخصي ديگر باشد وتحقيق اين سخن اينست كه طينت خوب وبد هر دو قابل اينند كه از آن جمعى خلق شوند كه باعتبار قدرت واختيار هر يك قابل استحقاق ثواب وعقاب باشند وحق تعالى از هر يك بقدرى كه مصلحت دانسته گروهى خلق كرده ، تا اين كه اگر ايمان آورند وأطاعت كنند مستحقّ ثواب وتعظيم وتبجيل گردند ، واگر كفر وعصيان ورزند مستوجب عقاب وتعذيب وتنكيل باشند وهر شخصي كه از طينتي آفريده شده محال است كه آن شخص از طينت ديگر خلق شود زيرا كه طينت ديگر قابل آن نيست كه آن شخص از آن خلق شود ، پس هر گاه كافر گويد كه : چرا مرا هم از طينت خوب خلق نكردى واگر مرا هم از آن خلق كرده بودى من هم مؤمن وخوب مىبودم ، جواب أو اينست كه : أو از طينت خوب خلق نمىتوانست شد واز طينت خوب بقدر مصلحت خلق شده نهايت چون حق تعالى فيّاض على الاطلاق است ودانسته كه از طينت بد نيز جمعى استحقاق فيضان وجود دارند وبعد از افاضهء وجود بر ايشان باعتبار
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 506
مساهمون: جمال الدين محمد الخوانساري
ص٥٠٦