وميل ميكنند بسوى آنچه آفريده شدهاند از آن ، ودلهاى كافران شوق دارند وميل ميكنند بسوى آنچه آفريده شدهاند از آن .
( توضيح ) « طينت » بمعنى قطعهء از گل آمده وبمعنى خلقت وجبلّت نيز آمده ، و « علّيّين » چنانكه بعضي از أهل لغت گفتهاند : نام موضعي است در آسمان هفتم كه أرواح مؤمنان بالا روند به آنجا ، وبعضي گفتهاند : مراد بآن بهشت است ، وممكن است كه بهر دو معنى باشد ، وممكن است كه بهشت نيز در آسمان هفتم باشد ، ومراد به « طينت علّيّين » قطعهايست از گل بهشت يا خلقت وجبلّتى كه از براي بهشت ومناسب رفتن بآن باشد ، « دلهاى ايشان را وبدنهاى ايشان را » يعنى دلهاى پيغمبران وبدنهاى ايشان را هر دو از طينت علّيّين آفريده ، ومراد به « دل » يا معنى ظاهر آنست كه عضو مخصوص باشد وامتياز آن در مؤمنان از اعضاى ديگر در طينت باعتبار شرافت آنست بسبب اين كه روح اوّلا تعلّق بآن گيرد وبعد از آن باعضاى ديگر ، ويا باعتبار اين كه محلّ علوم وادراكات است چنانكه مذهب متكلّمين است وبنا بر اين « طينت » بهر يك از اين دو معنى كه مذكور شد مىتواند بود ، يا نفس مجرّدست كه اطلاق « دل » بر آن نيز شايع است وبنا بر اين مراد به « طينت علّيّين » خلقت وجبلّتى است كه مناسب « علّيّين » باشد نه از گل بهشت ، زيرا كه خلق مجرّد از مادّى معقول نمىنمايد ، و « آفريده است دلهاى مؤمنان را از آن طينت » يعنى مؤمنان دلهايشان بمعناى ظاهر يا نفوس ايشان از آن طينت است ، و « بدنهاى ايشان از پستتر از آن » يعنى از گل پستتر از آن گل يا خلقت وجبلّتى پستتر از آن خلقت وجبلّت ، وبر هر تقدير ممكن است كه آن طينت نيز طينت علّيّين باشد نهايت مرتبهء پستتر از آن باشد ، وطينت دلها مرتبهء بالاتر از آن باشد ، وممكن است كه قسم ثالثى باشد از طينت كه نه طينت علّيّين باشد ونه طينت سجّين ، و « آفريده است كافران را از طينت سجّين » مراد به « سجّين » جهنّم است يعنى از گل جهنّم
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 511
مساهمون: جمال الدين محمد الخوانساري
ص٥١١