تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 505

مساهمون:

ص٥٠٥
نيز قائم است ، وبعد از تتبّع وتصفّح وجود آنها نيز في الجملة ظاهر وباهر مىگردد بنا بر اين اگر بالفرض بعضي از أخبار آحاد باشد كه مناقض صريح عقل باشد ودر واقع قابل تأويل نباشد أصلا مطروح خواهد بود ويقين نسبت آن بمعصوم سهو وخطا يا بهتان وافترا باشد با آنكه بر متصفّح زبر شرعيّه وطوامير صحف نقليّه ظاهرست كه در ما نحن فيه آثار وأخبار بر وفق أصل مزبور زيادة از آنست كه ردّ شود يا تأويل در آن گنجد ، پس بالضّروره تأويل يا ردّ آنچه مخالفت آن باشد متعيّن خواهد بود وبعد از آنكه صور آن معاني در مراياى حقايق نماى أذهان صافيه منتقش ومنطبع گرديد يقين كسى را از أهل فهم وفطنت شكّ وشبهه نماند كه آنچه از أحاديث در باب اختلاف طينت مؤمن وكافر وارد شده واين كه مؤمن از گل بهشت خلق شده وكافر از گل جهنّم وخوبيهاى آن از آن را هست ، وبديهاى اين باين سبب ، بر ظاهر آنها محمول نتواند شد كه مؤمن باعتبار طينت خوب بايد كه ايمان آورد وخوب كند وقادر نيست بر كفر وبد كردن ، وكافر بسبب طينت بد چارهء ندارد از كفر آوردن وبد كردن ، وقادر نيست بر ايمان آوردن وخوب كردن ، زيرا كه بنا بر اين چنانكه از سخنان سابق ظاهر شد امر ثواب وعقاب مشكل مىشود ، ومؤمن را استحقاق واستيهال تعظيم وتبجيل نماند ، وتعذيب كافر بحكم صريح عقل صحيح ظلم وتعدّى باشد بلكه بايد تأويل شود باين كه اختلاف طينت ايشان باعث اين مىشود كه ميل مؤمن بايمان وافعال نيك زيادة باشد ، وميل كافر بكفر وافعال بد ، با وجود اختيار هر يك وقدرت أو بر طرف ديگر ، بنا بر اين در ثواب وعقاب اشكال نباشد ، زيرا كه در تصحيح استحقاق آنها همين قدر كافيست كه آن شخص قادر بر طرفين باشد هر چند ميل أو بحسب ذات وطينت بيك طرف بيشتر باشد ما دام كه بحدّ ضرورت واضطرار نرسد . اگر كسى گويد كه : بنا بر اين كافر را رسد كه اعتراض كند كه ترجيح مؤمن بر من وجهي ندارد وخوبى أو باعتبار طينت اوست واگر بمن هم آن طينت داده مىشد