مىدارند بجزاى خوبيها كه هر يك بدروغ نسبت بيكديگر مىدهند وهر يك باور ميكنند آنها را ، « مىپيوندند بسوى طمع بنوميدى » يعنى بمردم اظهار نوميدى از دنيا ميكنند واين را وسيلهء طمع از ايشان ميكنند باعتبار اين كه هر كه باور كند آنرا از ايشان مريد ومعتقد ايشان مىشود وعطا واحسان ميكند ، و « مىگويند پس مشتبه مىسازند » يعنى سخنان خوب مىگويند كه مردم را در شبهه مىاندازند وگمان خوبى ايشان ميكنند ، يا اين كه در أمور حقّه شبههها بمردم القا ميكنند تا اين كه ايشان را از آنها برگردانند ، و « نفاق ميكنند در گفتار » يعنى در ظاهر سخنى چند خوب مىگويند امّا در باطن اعتقاد به آنها ندارند وعمل به آنها نمىكنند ، و « مىگويند پس بوهم مىاندازند » يعنى مردم را بگمان مىاندازند كه ايشان مردم خوبند وآنچه مىگويند اعتقاد دارند وعمل ميكنند بآن . ودر نهج البلاغة « فيموّهون » بجاى « فيوهمون » است وبنا بر اين ترجمه اينست كه : مىگويند پس روپوشى ميكنند يعنى سخنانى چند مىگويند كه ظاهر آنها بسيار خوبست ومعاني فاسده به آنها قصد ميكنند مانند مس يا آهنى كه بطلا يا نقره روپوشى كرده باشند واين ظاهرترست .
وفرموده است آن حضرت عليه السّلام در وصف كسى كه ثنا فرموده أو را :
11043
يعطف الهوى على الهدى إذا عطفو الهدى على الهوى ، ويعطف الرّأى على القرآن إذا عطفوا القرآن على الرّأى .
برميگرداند هوى را بر هدى هر گاه برگردانند مردم هدى را بر هوى ، وبرميگرداند رأى را بر قرآن هر گاه برگردانند مردم قرآن را بر رأى ، يعنى هوى وخواهش خود را تابع هدى يعنى راه راست ميكند وهر چه در واقع راه راست باشد خواهش آن ميكند در وقتي كه مردم راه راست را تابع خواهش خود ميكنند وهر چه را خواهش آن دارند آنرا راه راست مىدانند ، وهمچنين رأى را تابع قرآن مجيد ميكند