تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 477

مساهمون:

ص٤٧٧
مىخوابد مرد بر مرگ فرزند ونمىخوابد بر ظلم ، غرض اينست كه ألم ودرد ظلم زيادة از مرگ فرزندست پس آن را سهل نبايد شمرد واز مظلوم بر حذر بايد بود .

11029

يوم المظلوم على الظّالم أشدّ من يوم الظّالم على المظلوم . روز مظلوم بر ظالم سخت‌ترست از روز ظالم بر مظلوم ، مراد به « روز مظلوم » روزيست كه حق تعالى بازخواست ظلم أو را از ظالم بكند .

11030

يشفيك من حاسدك أنّه يغتاط عند سرورك . شفا مىدهد ترا از رشك برندهء تو اين كه أو خشمناك بگردد نزد شادمانى تو ، مراد اينست كه همين كافيست در شفاى تو از درد كدورتى كه از رشك برنده بر تو داشته باشى اين كه أو بمجرّد شادمانى تو خشمناك مىگردد بي اين كه تو بدى نسبت باو بكنى پس در انتقام از أو بهمين بايد اكتفا كرد وتلافى ديگر نبايد بلكه همواره خود را باو شادمان بايد نمود تا أو در آتش خشم بسوزد وبگدازد .

11031

ينبئ عن فضلك علمك ، وعن افاضلك بذلك . خبر مىدهد از افزونى مرتبهء تو علم تو ، واز احسان تو عطاى تو ، يعنى افزونى مرتبهء تو بقدر علم تست ، واحسان تو بقدر عطا ودهش تو .

11032

يغلب المقدار على التّقدير حتّى يكون الحتف في التّدبير . غلبه ميكند مقدار بر تقدير تا اين كه مىگردد يا ميباشد مرگ در تدبير ، مراد به « مقدار » مقدار واندازهء حتمي است كه حق تعالى از براي عمر كسى قرار داده باشد ومراد به « تقدير » تقدير اينست كه آدمي خود كند از براي شفاى خود يا افزونى عمر خود ، ومراد اينست كه آن مقدار حتمي تخلّف نمىكند وغلبه ميكند بر همهء تقديرات آدمي تا اين كه گاه مىشود كه مرگ در تدبيري مىشود كه أو ميكند از براي شفا يا بقاى خود ، وهمان علّت مرگ أو مىشود .