ودر نهج البلاغة چنين نقل شده :
تذلّ الأمور للمقادير حتّى يكون الحتف في التّدبير .
رام مىشود كارها از براي اندازهها تا اين كه ميباشد هلاك در تدبير ، يعنى كارها رام ونرم ميشوند از براي تقديراتى كه حق تعالى حتما فرموده باشد ومطيع ومنقاد آنها مىگردند تا اين كه گاه مىشود كه هلاك كسى كه حق تعالى حتما تقدير آن كرده باشد در تدبيري مىشود كه أو خود از براي حفظ خود بكند .
11033
يجرى القضاء بالمقادير على خلاف الاختيار والتّدبير .
روان مىشود حكم خدا باندازهها وبر خلاف اختيار وتدبير ، اين نيز نزديك بمضمون فقرهء سابقست واين كه مقدار واندازهء كه حتما حق تعالى از براي هر چيز از عمرها وروزيها ودولتها وأمثال آنها قرار داده باشد تخلّف آن ممكن نيست وحكم خدا بآن روان مىشود بر خلاف اختيار وتدبير بنده .
11034
يعجبني أن يكون الرّجل حسن الورع ، متنزّها عن الطّمع ، كثير الاحسان ، قليل الامتنان .
خوش مىآيد مرا اين كه بوده باشد مرد نيكو پرهيزگارى ، پاكيزگى جوينده از طمع ، بسيار احسان ، كم امتنان .
11035
يعجبني من الرّجل أن يعفو عمّن ظلمه ، ويصل من قطعه ، ويعطى من حرمه ، ويقابل الإساءة بالاحسان .
خوش مىآيد مرا از مرد اين كه در گذرد از كسى كه ستم كرده باشد أو را ، وبپيوندد كسى را كه بريده باشد از أو ، وعطا كند كسى را كه محروم كرده باشد أو را ، ودر برابر اندازد بدى را بنيكوئى .