تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 474

مساهمون:

ص٤٧٤
اماميّه كه امام كه بر مردم واجب باشد أطاعت أو بايد كه معصوم باشد وبهيچ وجه عصيان نكند ، و « استيفا ميكند » يعنى حقّ خود را كه بر كسى داشته باشد استيفا ميكند وتمام مىگيرد وحقّى كه ديگرى بر أو داشته باشد چنان تمام پس نمىدهد بلكه نمىدهد يا ناقص مىدهد ، و « اقتضا ميكند » يعنى طلب پس دادن حقّ خود ميكند از ديگران وكسى طلب پس دادن حقّ خود نمىكند از أو از ترس از أو ، يا از راه اين كه نوميدند از پس دادن أو ، واين بمنزلهء تأكيد « يستوفى ولا يوفى » است .

11014

يستثمر العفو بالإقرار أكثر ممّا يستثمر بالاعتذار . ميوه داده مىشود عفو باقرار زيادة از آنچه ميوه داده مىشود باعتذار ، مراد اينست كه هر گاه كسى گناهى نسبت بكسى كرده باشد بهتر اينست كه اقرار كند نزد أو بگنهكارى خود ، زيرا كه اين بيشتر باعث عفو ودرگذشتن أو مىشود از اين كه عذرى بگويد از براي آن .

11015

يغتنم مؤاخاة الأخيار ، ويجتنب مصاحبة الأشرار والفجّار . غنيمت شمرده مىشود برادرى نيكان ، وكناره كرده مىشود مصاحبت بدان وفاسقان ، يعنى بايد غنيمت شمرده آن را ، وكناره كرد از اين .

11016

يسّروا ولا تعسّروا ، وخفّفوا ولا تثقّلوا . آسان كنيد ودشوار مكنيد ، وسبك گردانيد وسنگين مگردانيد ، يعنى آسان گردانيد كار خود را ، وسبك گردانيد بار خود را در أمور واشتغال دنيوي بتخفيف در آنها بقدر مقدور ، ودشوار وگران مگردانيد بطلب زيادتيها وارتكاب اشغال غير ضروريّه .

11017

يبتلى مخالط النّاس بقرين السّوء ومداجاة العدوّ . گرفتار مىشود آميزش كننده با مردم بهمنشين بد ومدارا كردن با دشمن ،