وزيركى هر مردى را از سخنان أو استنباط مىتوان كرد .
11009
يتفاضل النَّاس بالعلوم والعقول ، لا بالأموال والأصول .
افزونى مىدارند مردم بر يكديگر بعلمها وعقلها ، نه بمالها وأصلها ونژادها .
11010
يحتاج الامام إلى قلب عقول ، ولسان قؤول ، وجنان على إقامة الحقّ صؤول .
محتاج ميباشد امام بدلي بسيار دريابنده ، وزبانى بسيار كامل در گفتار ، ودلى بر أقامت حق وبر پاى داشتن آن بسيار بر جهنده ، يعنى دلير ، وپوشيده نيست كه : احتياج در اوّل وسيّم هر دو بدل است نهايت در اوّل باين كه دل أو بسيار دريابنده باشد ودر كمال فطنت ، ودر سيّم باين كه دلير باشد بر أقامت حقّ وفتور وسستى نداشته باشد در آن ، وقبل أزين مذكور شد كه « 1 » نسبت دريافت بدل يا بر سبيل حقيقت است چنانكه مذهب متكلّمين است ويا بر سبيل اجراء كلام بر نحو جارى ميانهء مردم هر چند بر خلاف تحقيق باشد ، ويا اين كه مراد به « دل » نفس ناطقه است ونسبت دليرى نيز مبنى بر يكى از اين وجوه است .
11011
يفسد اليقين الشّكّ وغلبة الهوى .
فاسد مىسازد يقين را شكّ وغلبهء هوى ، مراد يقين بأحوال مبدأ ومعادست واين كه فساد آن يا بشكّ است واين ظاهرست چه با عروض شكّ يقين باقي نمىماند ويا بغلبهء هوى وخواهش است كه باعث اين مىشود كه عمل بر وفق آن يقين نشود اين نيز فساديست از براي آن ويا اين كه بتدريج باعث فساد وزوال آن بشود .
11012
يفسد الطّمع الورع ، والفجور التّقوى .
فاسد ميكند طمع پرهيزگارى را وفجور تقوى را ، « فجور » بمعنى مطلق فسق
هامش
( 1 ) از جملهء مواردى كه در سابق باين مطلب اشاره يا تصريح كرده صفحهء 23 جلد پنجم است ( شرح حديث 7313 ) ، وهمچنين صفحهء 180 مجلّد حاضر ( شرح حديث 9986 ) .