مباش از آنها حقّ تعالى تلافى آنها خواهد كرد وانتقام ترا خواهد كشيد ، ودر نهج البلاغة « إنّك » و « غضبت » بي كلمهء « إن » است وبنا بر اين ترجمه اينست كه : اى ابوذرّ بدرستيى كه تو غضب كرده شدهء از براي خدا يا خشمناك گرديدهء از براي خدا واين ظاهرترست ، زيرا كه معلوم است كه خشمناكى أو از براي خدا بوده ، وهمچنين اين كه غضب عثمان بر أو از براي سخنانى بوده كه أو از براي خدا مىگفته وتتمّهء كلام نيز صريح است در اين پس لفظ « ان » كه ظاهر در شكّ وتردّد در آنست مناسب نيست ، بعد از آن فرمودهاند كه : « اين قوم » يعنى عثمان واتباع أو « ترسيدند از تو بر دنياي خود » يعنى ترسيدند كه از سخنان تو ضررى بدنياي ايشان برسد ، وتزلزلى در دولت ايشان پديد آيد ، و « تو ترسيدى از ايشان بر دين خود » يعنى منع ايشان مىكردى وموافقت نمىكردى با ايشان از ترس اين كه مبادا اگر چنين نكنى ضرر بدين تو داشته باشد « پس واگذار در دست ايشان آنچه را ترس داشتند از تو بر آن » يعنى دنياي ايشان را و « بگريز از ايشان با آنچه ترس داشتى از ايشان بر آن » يعنى با دين خود ، بعد از آن از روى تعجّب فرمودهاند : « پس چه محتاجند ايشان بسوى آنچه منع كردهء تو ايشان را ، وچه بىنيازى تو از آنچه منع كردند ايشان ترا » يعنى در اين معامله زيان وخسرانى بتو نمىرسد بلكه زيان وخسران آن از براي ايشانست زيرا كه ايشان بغايت محتاجند بدين كه تو منع كردى از ايشان يعنى نفروختى بايشان واز براي خاطر ايشان دست بر نداشتى از آن ، وتو بغايت بىنيازى از دنيا كه ايشان منع كردند ترا از آن ، پس ايشان چون چيز خسيسى را كه حاجتي نبود ترا بآن خود برداشتند ومنع كردند از تو ، وتو چيز شريفى را كه ايشان وهمه كس كمال احتياج دارند بآن نگاهداشتى از براي خود وايشان محروم ماندند از آن ، وظاهرست كه در اين سودا ضرر وزيان با ايشانست نه با تو ، وبعد از آن فرمودهاند كه : « واگر اين كه آسمانها وزمين بوده باشند بر بندهء بهم آمده » يعنى ملتئم شوند بيكديگر وبنده در ميان آنها بماند بعنوانى كه نتواند از جاى خود
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 466
مساهمون: جمال الدين محمد الخوانساري
ص٤٦٦