خورم اگر خواهى فريب دهى ديگرى را مىتوانى فريب داد ، وچون زنى را كه سه طلاق دادند بعد از طلاق سيّم حرام مىشود ورجوع در آن نمىتوان كرد مگر اين كه شوهر ديگر بكند وبعد از آن از أو طلاق بگيرد وبعقد تازه بعقد اوّلى در آيد فرمودهاند كه : تو نسبت بمن چنينى وبمنزلهء زنى كه سه مرتبه طلاق گفته شده باشد وديگر رجوع در آن طلاق نتوان كرد ، وبعد از آن وجه بىرغبتى در آنرا فرمودهاند باين كه : عيش وزندگانى در آن كوتاهست ، وقدر وشأن آن اندك ، واميد بآن كوچك وحقير ، پس أهليّت اين ندارد كه كسى رغبت در آن نمايد وتتمّهء كلام اظهار حسرتست بر حال آدمي وبىفكرى أو وكمي توشهء أو از براي سفر آخرت چنين راه دراز وسفر دورى ، وبزرگى شأن وخطر جايى كه آخر بايد وارد شد كه عرصهء قيامت باشد .
10999
يا عبيد الدّنيا والعاملين لها إذا كنتم في النّهار تبيعون وتشترونّ ، وفي اللّيل على فروشكم تتقلّبون وتنامون ، وفيما بين ذلك عن الآخرة تغفلون ، وبالعمل تسوّفون ، فمتى تفكّرون في الارشاد ، وتقدّمون الزّاد ، ومتى تهتمّون بأمر المعاد .
اى بندگان دنيا وكار كنندگان از براي آن هر گاه بوده باشيد شما در روز چنين كه بفروشيد وبخريد ، ودر شب بر فراشهاى خود بغلطيد وبخوابيد ، ودر ميانهء اين هر يك از آخرت غافل باشيد وعمل را پس اندازيد ، پس چه وقت فكر مىكنيد در ارشاد ؟ ! وپيش مىاندازيد توشه ؟ ! وچه وقت اهتمام مىكنيد بكار معاد ، مراد به « ارشاد » رسانيدن خودست براه راست درست ، ومىتواند بود كه « ارشاد » از اشتباه نويسندگان نسخهها ناشى شده باشد وأصل آن « ارتياد » باشد از مادّهء « رود » از باب افتعال پس معنى چنين خواهد بود كه : پس چه وقت فكر مىكنيد در طلبيدن منزل براي خود يعنى كي بفكر منزل درست كردن در سراى آخرت مىافتيد واين معنى