اى بندهء خدا شتاب مكن در عيب كردن بندهء بسبب گناه أو ، پس بسا باشد كه آن آمرزيده شده باشد از براي أو ، وأيمن مباش بر نفس خود از كوچك معصيتي ، پس بسا باشد كه تو عذاب كرده شده باشى بر آن ، مراد اينست كه گناه خرد را نيز سهل بايد شمرد وأيمن نبايد بود از آن ، بسا باشد كه آدمي معذّب گردد بسبب گناه خردى .
10997
يا ابن آدم إذا رأيت اللَّه سبحانه يتابع عليك نعمه فاحذره وحصّن النّعم بشكرها .
اى پسر آدم هر گاه ببينى خداى سبحانه را كه پى در پى ميكند بر تو نعمتهاى خود را پس حذر كن از آن ، ونگهدارى كن نعمتها را بشكر آنها ، مراد اينست كه بپياپى آمدن نعمتهاى خدا بي فاصلهء بلائي ومصيبتى مغرور نبايد شد بلكه حذر بايد كرد از آن ، بسا باشد كه آن استدراج باشد چنانكه مكرّر مذكور شد پس بايد كه پناه برد بخدا از آن بتضرّع وزارى وخيرات ومبرّات ، و « نگهدارى كن » حكم ديگرست در مطلق نعمتها باين كه نگهدارى آنها بشكر بايد كرد كه كفران نعمت باعث زوال آن مىشود ، ودر بعضي نسخهها « تتايع » بياى دو نقطهء زير پيش از عين است وبنا بر اين ظاهر اينست كه « نعمه » بضمّ ميم خوانده شود وترجمه اين باشد كه : هر گاه ببينى خداى سبحانه را كه شتاب ميكند بر تو نعمتهاى أو ، يا شتاب كرده بر تو نعمتهاى أو ، پس حذر كن از آن و « تتايع » اگر چه استعمال نمىشود مگر در شرّ نهايت چون بيم شريّت آن هست استعمال آن مىتواند بود كه جهت اشاره بآن باشد .
پوشيده نماند كه مىتواند بود كه « تتايع » بفتح تاء وضمّ عين خوانده شود بصيغهء مضارع از باب تفاعل بحذف يك تا يا بفتح عين تا صيغهء ماضي باشد از همان باب ليكن وجه اوّل ظاهرترست .