والتمسّك بالغرور ، وتقديم الأراذل ، وتأخير الأفاضل .
دليل گفته مىشود بر ادبار دولتها ، وپشت گردانيدن آنها بچهار چيز ، ضايع كردن أصلها ، ودست زدن بغرور ، وپيش انداختن أراذل ، وپس انداختن أفاضل ، ممكن است كه دليل اجتماع هر چهار باشد ، وممكن است كه هر يك دليل باشد نهايت دو تاى آخر هر يك ديگرى را لازم دارند پس در تحقيق دليل يكى از سه تا مىشود ومراد به « أصلها » يا قواعد وقوانين حسنه است كه أرباب دول سابق گذاشته باشند ، وبه « ضايع كردن آنها » مخالفت آنها ، ويا مردم أصيل وخانوادههاى بزرگ ، وبه « ضايع كردن آنها » بر انداختن آنها ويا مهمل گذاشتن وكار نفرمودن بايشان ، ومراد به « پيش انداختن أراذل وپس انداختن أفاضل » اينست كه مناصب وخدمات بزرگ بمردم دنىّ پست مرتبه داده شود وخدمات خرد بمردم بلند مرتبه كه ايشان بايد كه تابع آن أراذل گردند .
10966
يستدلّ على المروّة بكثرة الحياء وبذل النّدى وكفّ الأذى .
دليل گفته مىشود بر مروّت وآدميّت ببسيارى شرم وحيا ، وبذل احسان وعطا ، وبازداشتن آزار وايذاء .
10967
يستدلّ على اللّئيم بسوء الفعل وقبح الخلق وذميم البخل .
دليل گفته مىشود بر لئيم ببدى كردار وزشتى خوى ونكوهيدهء بخيلى ، مراد بلئيم در اينجا شخص دنىّ پست مرتبه است ومراد استدلال بر لئيم بودنست ، و « نكوهيدهء بخيلى » يعنى بخيلى زياد كه پر نكوهيده ومذموم است يا أصل بخيلى كه نكوهيده ومذموم است .
10968
يستدلّ على الايمان بكثرة التّقى ، وملك الشّهوة ، وغلبة الهوى .