تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 449

مساهمون:

ص٤٤٩

10958

يستدلّ على الإدبار بأربع ، سوء « 1 » التّدبير ، وقبح « 2 » التّبذير ، وقلّة « 3 » الاعتبار ، وكثرة الاعتذار « 4 » . دليل گفته مىشود بر ادبار بچهار چيز ، بدى تدبير ، وزشتى اسراف ، وكمي عبرت گرفتن ، وبسيارى مغرور شدن ، يعنى هر يك از اينها در كسى كه باشد دليل ادبار أو وپشت گردانيدن دولت است از أو ، يا اين كه جمع شدن هر چهار در كسى دليل آنست ومراد به « زشتى اسراف » اسرافهاى زيادست كه پر زشت است يا هر اسرافى كه زشت است وبنا بر اين بايد كه هر يك دليل نباشد بلكه هر چهار دليل باشد .

10959

يستدلّ على دين الرّجل بحسن تقواه وصدق ورعه . دليل گفته مىشود بر دين مرد بنيكوئى تقواى أو ، وراستى ورع أو ، مراد بتقوى وورع هر دو پرهيزگاريست ، و « راستى ورع » تأكيد نيكوئى تقوى است .

10960

يستدلّ على شرّ الرّجل بكثرة شرهه وشدّة طمعه . دليل گفته مىشود بر بدى مرد ببسيارى غلبهء حرص أو وسختى طمع أو .

10961

يستدلّ على عقل الرّجل بحسن مقاله ، وعلى طهارة أصله بجميل أفعاله . دليل گفته مىشود بر عقل وزيركى مرد بنيكوئى گفتار أو ، وبر پاكى أصل ونژاد أو بزيبائى كردارهاى أو .
هامش
( 1 ) شارح ( ره ) اين كلمه را هم برفع وهم بجرّ ضبط كرده است تا اشاره باشد كه قرائت آن بهر يك از دو وجه مذكور است واين سيرهء اوست در جاهائى كه جائز الوجهين است چنانكه نظائرش مكرّر گذشته است . ( 2 ) شارح ( ره ) اين كلمه را هم برفع وهم بجرّ ضبط كرده است تا اشاره باشد كه قرائت آن بهر يك از دو وجه مذكور است واين سيرهء اوست در جاهائى كه جائز الوجهين است چنانكه نظائرش مكرّر گذشته است . ( 3 ) شارح ( ره ) اين كلمه را هم برفع وهم بجرّ ضبط كرده است تا اشاره باشد كه قرائت آن بهر يك از دو وجه مذكور است واين سيرهء اوست در جاهائى كه جائز الوجهين است چنانكه نظائرش مكرّر گذشته است . ( 4 ) شارح ( ره ) اين كلمه را هم برفع وهم بجرّ ضبط كرده است تا اشاره باشد كه قرائت آن بهر يك از دو وجه مذكور است واين سيرهء اوست در جاهائى كه جائز الوجهين است چنانكه نظائرش مكرّر گذشته است .