مدح » مستيى است كه بسبب مدح وستايش مردم كسى را حاصل مىشود در أو ، ومراد اينست كه بسبب هر يك از اينها باد نخوت وخودبينى وعجب در اين كس بهم مىرسد كه زايل ميكند عقل را ، وسبك مىگرداند وقار را ، مانند كسى كه مست گردد ، پس بايد كه عاقل نگهدارى خود كند از مستى آنها .
10949
ينبغي للعاقل أن يكثر من صحبة العلماء والأبرار ، ويجتنب مقارنة الأشرار والفجّار .
سزاوارست از براي عاقل اين كه بسيار كند صحبت علما ونيكوكاران را ، وكناره كند از همراهى بدان وفاسقان .
10950
ينبغي أن يهان مغتنم مودّة الحمقى .
سزاوارست اين كه خوار كرده شود غنيمت شمارندهء دوستى فرقهء احمقان يعنى كم عقلان .
10951
ينبغي لمن أراد صلاح نفسه واحراز دينه أن يجتنب مخالطة أبناء الدّنيا .
سزاوارست از براي كسى كه خواهد صلاح نفس خود را ، وجمع كردن دين خود را اين كه كناره كند از آميزش پسران دنيا .
10952
ينبغي لمن عرف نفسه أن لا يفارقه الحذر والنّدم ، خوفا أن تزلّ به القدم .
سزاوارست از براي كسى كه بشناسد نفس خود را اين كه جدائى نكند از أو حذر وپشيمانى ، از روى ترس اين كه بلغزد پاى أو ، مراد به « حذر » انديشه كردنست از بديهاى آن وتدارك كردن آنها بتوبه وأعمال صالحه ، وممكن است كه حذر