تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 446

مساهمون:

ص٤٤٦
مدح » مستيى است كه بسبب مدح وستايش مردم كسى را حاصل مىشود در أو ، ومراد اينست كه بسبب هر يك از اينها باد نخوت وخودبينى وعجب در اين كس بهم مىرسد كه زايل ميكند عقل را ، وسبك مىگرداند وقار را ، مانند كسى كه مست گردد ، پس بايد كه عاقل نگهدارى خود كند از مستى آنها .

10949

ينبغي للعاقل أن يكثر من صحبة العلماء والأبرار ، ويجتنب مقارنة الأشرار والفجّار . سزاوارست از براي عاقل اين كه بسيار كند صحبت علما ونيكوكاران را ، وكناره كند از همراهى بدان وفاسقان .

10950

ينبغي أن يهان مغتنم مودّة الحمقى . سزاوارست اين كه خوار كرده شود غنيمت شمارندهء دوستى فرقهء احمقان يعنى كم عقلان .

10951

ينبغي لمن أراد صلاح نفسه واحراز دينه أن يجتنب مخالطة أبناء الدّنيا . سزاوارست از براي كسى كه خواهد صلاح نفس خود را ، وجمع كردن دين خود را اين كه كناره كند از آميزش پسران دنيا .

10952

ينبغي لمن عرف نفسه أن لا يفارقه الحذر والنّدم ، خوفا أن تزلّ به القدم . سزاوارست از براي كسى كه بشناسد نفس خود را اين كه جدائى نكند از أو حذر وپشيمانى ، از روى ترس اين كه بلغزد پاى أو ، مراد به « حذر » انديشه كردنست از بديهاى آن وتدارك كردن آنها بتوبه وأعمال صالحه ، وممكن است كه حذر