بيدار كه آنچه گويند بيفتد در خاطر أو ودل أو قفل نشده باشد بمرتبهء كه پند وموعظه در آن در نيايد ، يا مگر در نفسي بزرگ مرتبه ، يا مگر در نفسي رام كه سركشى زياد نداشته باشد ، يا مگر در نفسي صاحب قوّت كه قوّت بر مخالفت هوا وهوس خود داشته باشد .
وممكن است كه واو واو عطف باشد و « همّة » بكسر هاء وتشديد ميم مفتوح باشد وترجمه اين باشد كه : مگر در نفسي بيدار ودر همّت وعزمي يعنى در صاحب همّت وعزمي كه ترك آن شهوت وخواهش خود تواند كرد ، ودر بعضي نسخهها « في ذي نفس يقظة وهمّة » است يعنى مگر در صاحب نفسي بيدار وهمّتى ، وبنا بر آن تكلّف معنى آخر كمترست ، واللّه تعالى يعلم .
10900
لا تنفع الصّنيعة الّا في ذي وفاء وحفيظة .
نفع نمىدهد احسان مگر در صاحب وفائى وحميّتى ، ومراد حميّت نيكوست .
10901
لا خير في لذّة توجب ندما ، وشهوة تعقب ألما .
نيست خيرى در لذّتى كه لازم سازد پشيمانيى را ، وشهوتي كه از پى آورد المى را .
[ وفرموده است در وصف آل محمّد عليهم السّلام : ]
10902
لا يقاس بآل محمّد صلوات اللَّه عليهم من هذه الامّة أحد ، ولا يستوى بهم من جرت نعمتهم عليه أبدا .
سنجيده نمىشود با آل محمّد - رحمتهاى خدا بر ايشان باد - از اين أمّت هيچ كس ، وبرابر نمىشود با ايشان كسى كه روان شده نعمت ايشان بر أو هرگز ، « آل » بمعنى أهل است نهايت مخصوص شده استعمال آن در أهل كسى كه بزرگيى بوده باشد أو را بحسب آخرت يا دنيا مانند آل إبراهيم عليهم السلام