تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 430

مساهمون:

ص٤٣٠
هدى را پس تابع گردد آن را ، ونه درد وى را پس اعراض كند از آن ، يعنى مغرور است بدنيا وگمان نمىكند كه مصيبتى پيش أو آيد در آن ، وفروتنى نمىكند از براي خدا از راه ترسى كه داشته باشد از أو ، ونمىشناسد در هدى وراه راست ودين حقّ را تا اين كه پيروى كند آن را ، ونه در ردى ، يعنى هلاكت وضلالت را تا اين كه اعراض كند از آن .

10894

لا مرحبا بوجوه لا ترى الّا عند كلّ سوء . مباد وسعت وفراخيى يعنى خوشيى از براي رويهائى كه ديده نمىشود مگر نزد هر بديى ، مراد مذمّت جمعيست كه ديده نمىشوند مگر نزد هر واقعهء ناخوشى ونفرين بر ايشان باين كه خوشيى از براي ايشان مباد ومراد يا جمعىاند كه خواهان فتنه وآشوبند وهر فتنه وآشوبى كه شد دنبالهء آن ميشوند ودر غير آنها كسى نمىبيند ونمىشناسد آنها را ، يا عملهء موتى كه در غير مصائب ديده نمىشوند ، وبنا بر اين غرض نهى از چنين شغل وپيشه است وكراهت آن ، ودر نهج البلاغة گفته كه : اين را فرموده در وقتي كه گناهكارى را آورده بودند وبا أو بود غوغاء يعنى جمعى كثير مخلوط بيكديگر ، وبنا بر اين مراد معنى اوّل است وشامل معنى دويم نيز مىتواند بود ودر بعضي نسخه‌هاى كتاب مذكور لفظ « كلّ » نيست وترجمه اينست كه : ديده نمىشود مگر بنزد بديى ، واين ظاهرترست « 1 » .

10895

لا رياسة كالعدل في السّياسة . نيست رياستى مانند عدل در سياست يعنى سياست رعيّت ، ومراد به « سياست رعيّت » چنانكه مكرّر مذكور شد امر ونهى ايشانست ومراد اينست كه : نيست رياست ومهتريى مانند رياست ومهتريى كه با عدل در سياست رعيّت باشد .

10896

لا خير في المنظر الّا مع حسن المخبر .
هامش
( 1 ) طالب روايت نهج البلاغة رجوع كند بشرح ابن أبي الحديد ( ص 333 ج 4 چاپ مصر ) .