10909
لا شيء أحسن « 1 » من عقل مع علم ، وعلم مع حلم ، وحلم مع قدرة .
نيست چيزى نيكوتر از عقلي با علمي ، وعلمي با حلمى ، وحلمى با قدرتى ، يعنى حلمى كه با وجود قدرت بر تلافى وانتقام باشد .
10910
لا ينصح اللّئيم أحدا الّا عن رغبة أو رهبة ، فإذا زالت الرّغبة والرّهبة عاد إلى جوهره .
صاف وخالص نمىشود لئيم با كسى مگر از راه رغبتي يا ترسى ، پس هر گاه زايل شود آن رغبت وآن ترس برگردد بسوى گوهر خود ، مراد به « لئيم » دنىّ پست مرتبه است ومراد اينست كه أوصاف وخالص سلوك نمىكند با كسى مگر اين كه رغبتي داشته باشد در احسان أو يا ترسى داشته باشد از أو ، پس هرگاه زايل شود آن ، برميگردد بگوهر ذات خود وعمل ميكند بر وفق مقتضاى آن كه شرارت وبدى باشد ، وممكن است كه در وقت رغبت يا ترس در باطن نيز صاف شود وچون آن زايل شود برگردد بهمان ذات وخود وناصافى آن .
10911
لا نعمة أهنأ « 2 » من الأمن .
نيست نعمتي گواراتر از امنيّت .
10912
لا سوأة أقبح « 3 » من المنّ .
نيست خوى بدى زشتتر از منّت گذاشتن ، زيرا كه آن خوى بديست كه بعبث احسانها را نيز باطل ميكند بخلاف خويهاى بد ديگر كه همين بدى خود را دارند .
هامش
( 1 ) شارح ( ره ) آخر اين كلمه را هم مفتوح وهم مضموم ضبط كرده است مطابق قاعده .
( 2 ) شارح ( ره ) آخر اين كلمه را هم مفتوح وهم مضموم ضبط كرده است مطابق قاعده .
( 3 ) شارح ( ره ) آخر اين كلمه را هم مفتوح وهم مضموم ضبط كرده است مطابق قاعده .