تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 426

مساهمون:

ص٤٢٦

10877

لا يستغنى عامل عن الاستزادة من عمل صالح . بىنياز نمىگردد هيچ عمل كنندهء از طلب زياد كردن از عمل صالحي يعنى كسى بجائى نمىرسد از أعمال صالحه كه بس باشد أو را وديگر طلب زيادة بر آن نبايد بكند بلكه بهر مرتبهء كه برسد بايد كه طلب زيادة بر آن بكند ، زيرا كه فضل وكرم حق تعالى غير متناهي است وهر چند عمل صالح بنده زياد شود أجر وثواب أو را زياد ميكند وبجائى نمىرسد كه زيادة بر آن نتواند داد ، با آنكه آدمي هر چند عمل صالح كرده باشد جزمى نيست بقبول شدن آنها ورستگار شدن أو بسبب آنها ، پس تا تواند بايد كه زياد كند آنها را شايد كه يكى از آنها قبول شود ورستگار گردد بسبب آن .

10878

لا يستغنى الحازم أبدا عن رأى سديد راجح . بىنياز نمىگردد دور انديش هرگز از رأى درست راجح ، يعنى دورانديش بايد كه در هيچ كار مهمّى شتاب نكند تا اين كه در آن باب تحصيل كند رأى درست راجح در ميزان اعتبار بتفكّر وتدبّر ومشورت با عاقل دانا .

10879

لا ينتصف من سفيه قطّ الّا بالحلم عنه . استيفاى حقّ خود نمىشود از هيچ سفيهى هرگز مگر ببردبارى از أو ، يعنى هر گاه سفيهى يا بىأدبى درشتى با كسى بكند انتقام كشيدن از أو واستيفاى حقّ خود از أو باينست كه بردبارى كند ودر صدد تلافى ديگر برنيايد ، چه اين معنى أو را بسيار ناخوش آيد وتلافى درشتى وبي أدبي أو باين مىشود وأو ديگر ترك مىدهد ، بخلاف اين كه در برابر درشتى كنند با أو وايذا وآزارى رسانند باو كه أو را از آن چندان بد نمىآيد بلكه خوش مىآيد تا اين كه زيادة كند آنچه را ميكرد وترك ندهد آنرا ، ومراد به « سفيه » چنانكه مكرّر مذكور شد نادان يا تنگ حلم يا بىحلم است .