ترك نمىكند عمل كردن بعلم را مگر كسى كه شكّ داشته باشد در ثواب بر آن ، يعنى يقين كامل نداشته باشد بآن ، زيرا كه با يقين كامل بآن گنجايش ندارد كه كسى از سر آن بگذرد از راه كاهلي ، يا از براي لذّتهاى خسيسهء دنيّهء دنيوي .
1870
لا يعمل بالعلم الّا من أيقن بفضل الأجر فيه .
عمل نمىكند بعلم مگر كسى كه يقين داشته باشد بافزونى أجر در آن ، زيرا كه تا آن يقين نباشد كسى متحمّل تعب وزحمت آن نمىشود .
10871
لا تكمل المروّة الّا باحتمال جنايات المعروف .
كامل نمىشود آدميّت مگر ببرداشتن جنايتهاى معروف ، ظاهر اينست كه مراد به « معروف » احسان باشد از عطاها وبرآوردن حاجتهاى برادران وأمثال آنها ، ومراد به « جنايتهاى آنها » نقصانهاى مالي باشد كه در عطاها ميباشد وزحمتها وتعبها باشد كه در برآوردن حاجتها بايد كشيد ومراد اين باشد كه كامل نمىشود آدميّت مگر بتحمّل اين نقصانها وتعبها وزحمتها ، واللَّه تعالى يعلم .
10872
لا يتحقّق الصّبر الّا بمقاساة ضدّ المألوف .
متحقّق وثابت نمىشود صبر وشكيبائى مگر برنج كشيدن ضدّ الفت داشته شده ، ممكن است مراد اين باشد كه : صبر بهمين محقّق نمىشود كه مصيبتى كه واقع شد بر أو جزع نكند بلكه با آن بايد كه هر گاه الفت بچيزى داشته باشد كه شرعا بدى يا ناخوشى داشته باشد با وجود قدرت بر آن ترك كند آنرا ورنج وتعب آنرا بر خود گذارد وبكشد ، يا اين كه تا كسى چنين نكند وعادت بآن نكند در مصائب صبر نتواند كرد ونمىشود كه جزع وبيتابى نكند ، ودر بعضي نسخهها « المعروف » بجاى « الصّبر » است وبنا بر اين ممكن است مراد اين باشد كه : معروف واحسان كامل متحقّق نمىشود