نيست پرهيزگاريى سودمندتر از ترك حرامها واجتناب گناهان چنانكه مكرّر مذكور وشرح شد .
10855
لا يأمن أحد صروف الزّمان ، ولا يسلم من نوائب الأيّام .
أيمن نيست أحدى از تغييرات زمان ، وسالم ، نمىماند از مصيبتهاى روزگار ، غرض شكوه از زمانست واين كه اعتماد بر آن نبايد كرد ومغرور بآن نبايد شد .
10856
لا يهلك على التّقوى سنخ أصل ، ولا يظمأ عليها زرع .
هلاك نمىشود بر پرهيزگارى أصل أصلى ، وتشنه نمىماند بر آن زرعى ، مراد ترغيب بپرهيزگاريست واين كه با بنا گذاشتن كارها بر آن هلاك نمىشود ، يعنى باطل نمىشود ريشهء اعتقادي وتشنه نمىماند دانهء عملي كه كاشته شود ، وممكن است مراد به « أصل » عملهاى بزرگ باشد وبه « زرع » عملهاى خرد ، يا بأصل شخص عامل باشد وبأصل آن ذات آن وبزرع همان عمل باشد ، ولفظ هلاك باين أنسب است .
10857
لا ينفع زهد من لم يتخلّ عن الطّمع ويتحلّ بالورع .
سود نمىدهد زهد كسى كه خالى نباشد از طمع ، وزيور نيافته باشد بپرهيزگارى ، « زهد » بمعنى ترك دنيا وبي رغبتي در آنست ، و « سودمند نبودن آن با خالى نبودن از طمع » ظاهرست ، چه زهد با طمع مجرّد دعوى زهدست يا زهد از بعضي لذّات دنيويست واگر نه زهد كامل با طمع جمع نمىشود ، وهمچنين « سودمند نبودن آن با زيور نيافتن بپرهيزگارى » ظاهرست ، چه ظاهرست كه ترك دنيا با ارتكاب بعضي محرّمات بسبب رستگارى نمىگردد ، ودر أكثر نسخهها « يتحلّى » واقع شده با ياء ، وبنا بر اين ترجمه اينست كه : سود نمىدهد زهد كسى كه خالى نيست از طمع