نيست بي نيازى كسى را از طلب واز قدر كفاف خود از توشه ، يعنى لازم است بر هر كس كه طلب روزى كند وقدر كفاف خود را از توشه جويا باشد ، واين منافاة ندارد با اين كه حق تعالى ضامن روزى شده زيرا ممكن است كه آن مشروط بقدرى طلب باشد .
10848
لا يسعد امرء الّا بطاعة اللَّه سبحانه ، ولا يشقى امرء الّا بمعصية اللَّه .
نيكبخت نمىگردد هيچ مردى مگر بفرمانبردارى خداى سبحانه ، وبدبخت نمىگردد هيچ مردى مگر بنافرمانى خدا .
10849
لا يكمل ايمان عبد حتّى يحبّ من أحبّه اللَّه سبحانه ، ويبغض من أبغضه اللَّه سبحانه .
كامل نمىگردد ايمان بندهء تا اين كه دوست دارد كسى را كه دوست داشته أو را خداى سبحانه ، ودشمن دارد كسى را كه دشمن داشته أو را خداى سبحانه ، ودر بعضي نسخهها « للَّه » بي الف در هر دو موضع است وبنا بر اين ترجمه اينست كه :
تا اين كه دوست دارد هر كه را دوست داشته أو را از براي خداى سبحانه ودشمن دارد هر كه را دشمن داشته أو را از براي خداى سبحانه يعنى هر دوستى ودشمنى أو از براي رضاى خدا باشد وكمال اين معنى زيادة از اوّل است ودر بعض نسخهها بجاى « من » در هر دو موضع « ما » ست وبنا بر اين در ترجمه بجاى هر كه « هر چه » بايد وكمال اين نيز زيادة از آنست .
10850
لا يصدق ايمان عبد حتّى يكون بما في يد اللَّه سبحانه أوثق منه بما في يده .
راست نمىشود ايمان هيچ بندهء تا اين كه بوده باشد به آن چه در دست خداى سبحانه است اعتماد دارندهتر از أو به آن چه در دست خودش باشد .