تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 419

مساهمون:

ص٤١٩

10853

لا يسعد أحد الّا بإقامة حدود اللَّه ، ولا يشقى أحد الّا باضاعتها . نيكبخت نمىگردد هيچ كس مگر بپاى دانستن حدود « 1 » خدا ، وبدبخت نمىگردد هيچ كس مگر بضايع كردن آنها ، ظاهر اينست كه مراد به « حدود خدا » همهء احكام اوست كه به آنها جدا كرده چيزها وكارها را از يكديگر وامتياز داده از هم ، مثل اين كه پارهء را حلال كرده ، وپارهء را حرام ، وهمچنين ساير احكام شرعيّه ، وبنا بر اين ظاهرست كه نيكبخت نمىگردد هيچ كس مگر بپاى داشتن آنها ، يعنى بعمل به آنها ، وبدبخت نمىگردد هيچ كس مگر بضايع كردن آنها ، يعنى ترك عمل به آنها ، يا خصوص منعهاى حق تعالى است از آنچه منع كرده از آنها وحرام گردانيده وبنا بر اين نيز انحصار نيكبختى در پاى داشتن آنها وبدبختى در ضايع كردن آنها ظاهرست ، وامّا حمل حدود بر ظاهر آنها ، يعنى حدودي كه حق تعالى از براي بعضي محرّمات قرار داده مثل زنا وشراب وغير اينها پس خالى از اشكالى نيست زيرا كه برپاى داشتن آنها اگر چه سبب نيكبختى مىشود وضايع - كردن آنها باعث بدبختى هر گاه كسى از أهل آن باشد أمّا انحصار نيكبختى در آن وبدبختى در اين درست نمىنمايد ، واللَّه تعالى يعلم .

10854

لا ورع أنفع « 2 » من ترك المحارم وتجنّب المآثم .
هامش
( 1 ) ( شارح ) ( ره ) بخطّ خود در حاشيهء اين مورد گفته : « حدّ بمعنى تميز چيزى از چيزى ومانع ميانهء دو چيز آمده ، وبمعنى منع نيز آمده بنا بر اين يكى از دو معنى كه مذكور شد مراد از آن مىتواند بود وحدود محرمات را كه حدود مىگويند باعتبار يكى از دو معنى آخرست زيرا كه باعث منع از آن محرّمات ميشوند يا مانعند ميانهء آن محرّمات ، « وحدّ » بمعنى كنار ومنتهاى هر چيز آمده واين معنى در اينجا مناسبتى ندارد ، منه » . ( 2 ) شارح ( ره ) كلمهء « أنفع » را بضمّ وفتح عين ضبط كرده وبر روى آن كلمهء « معا » نيز نوشته تا قرينه باشد بر اين كه قرائت كلمه مضموما ومفتوحا درست است وما نيز وجه آن را مكرّر در مكرّر در سابق نوشتيم ( وآن اينست كه صفت مفرد براي اسم لاء نفى جنس است كه مبنى است ) .