تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 416

مساهمون:

ص٤١٦
گويند كه كسى بظلم برده باشد ومراد اينست كه هيچ عدلى بهتر از اين نيست كه مظلمهء كه نزد كسى باشد پس دهد بصاحب آن ، وهمچنين اگر نزد ديگرى باشد برگرداند آنرا بصاحب آن .

10842

لا يجمع المال الّا الحرص ، والحريص شقىّ مذموم . فرآهم نمىآورد مال را مگر حرص ، وحريص بدبختيست مذمّت كرده شده .

10843

لا يبقى المال الّا البخل ، والبخيل معاقب ملوم . باقي نمىگذارد مال را مگر بخيلى كردن ، وبخيل عقاب كرده شدهء ملامت كرده شده است .

10844

لا تخلو النّفس من الأمل حتّى تدخل في الأجل . خالى نمىشود نفس از امل تا اين كه داخل شود در أجل ، مراد شكوهء نفس است واين كه تا هنگام مرگ قطع اميد نمىكند .

10845

لا يستغنى المرء إلى حين مفارقة روحه جسده عن صالح العمل . بىنياز نمىگردد مرد تا هنگام جدا شدن روح أو از بدن أو از عمل صالح ، يعنى تا آن هنگام محتاجست بآن وترك آن نبايد بكند بهر حال كه باشد .

10846

لا يؤمن بالمعاد من لا يتحرّج « 1 » عن ظلم العباد . ايمان نمىآورد مرد بروز بازگشت كسى كه دلتنگ نمىشود از ستم كردن بندگان خدا .

10847

لا غنى بأحد من الارتياد ، وقدر بلاغة من الزّاد .
هامش
( 1 ) در أقرب الموارد گفته : « تحرّج من الامر تأثّم وحقيقته جانب الحرج اى الاثم » .