گويند كه كسى بظلم برده باشد ومراد اينست كه هيچ عدلى بهتر از اين نيست كه مظلمهء كه نزد كسى باشد پس دهد بصاحب آن ، وهمچنين اگر نزد ديگرى باشد برگرداند آنرا بصاحب آن .
10842
لا يجمع المال الّا الحرص ، والحريص شقىّ مذموم .
فرآهم نمىآورد مال را مگر حرص ، وحريص بدبختيست مذمّت كرده شده .
10843
لا يبقى المال الّا البخل ، والبخيل معاقب ملوم .
باقي نمىگذارد مال را مگر بخيلى كردن ، وبخيل عقاب كرده شدهء ملامت كرده شده است .
10844
لا تخلو النّفس من الأمل حتّى تدخل في الأجل .
خالى نمىشود نفس از امل تا اين كه داخل شود در أجل ، مراد شكوهء نفس است واين كه تا هنگام مرگ قطع اميد نمىكند .
10845
لا يستغنى المرء إلى حين مفارقة روحه جسده عن صالح العمل .
بىنياز نمىگردد مرد تا هنگام جدا شدن روح أو از بدن أو از عمل صالح ، يعنى تا آن هنگام محتاجست بآن وترك آن نبايد بكند بهر حال كه باشد .
10846
لا يؤمن بالمعاد من لا يتحرّج « 1 » عن ظلم العباد .
ايمان نمىآورد مرد بروز بازگشت كسى كه دلتنگ نمىشود از ستم كردن بندگان خدا .
10847
لا غنى بأحد من الارتياد ، وقدر بلاغة من الزّاد .
هامش
( 1 ) در أقرب الموارد گفته : « تحرّج من الامر تأثّم وحقيقته جانب الحرج اى الاثم » .