10837
لا خير في السّكوت عن الحقّ كما أنّه لا خير في القول بالجهل .
نيست خيرى در خاموش شدن از حق چنانكه نيست خيرى در گفتن بجهل ، يعنى باطل مخالف واقع .
10838
لا يملك امساك الأرزاق وإدرارها الّا الرّزّاق .
مالك نيست بند كردن روزيها را وروان كردن آنها را مگر رزّاق يعنى بسيار روزى دهنده كه حق تعالى باشد وغرض اينست كه از منع كسى از آن غمگين نبايد شد وبكسى اميد آن نبايد داشت .
10839
لا طاعة لمخلوق في معصية الخالق .
نيست فرمانبردارى از براي مخلوقى در نافرمانى خالق ، يعنى فرمان هيچ مخلوقى در عصيان خالق نبايد برد .
10840
لا ورع أنفع « 1 » من تجنّب المحارم .
نيست پرهيزگاريى سودمندتر از اجتناب حرامها ، مراد اينست كه بهترين پرهيزگارى اجتناب از حرامهاست هر گاه كسى اجتناب كند از آنها هر چند ترك لذّات ديگر دنيا نكند بهتر از اينست كه ترك دنيا كند امّا از بعضي حرامها اجتناب نكند .
10841
لا عدل أفضل « 2 » من ردّ المظالم .
نيست عدلى افزون مرتبهتر از برگردانيدن مظلمهها ، « مظلمه » حقّ كسى را
هامش
( 1 ) شارح ( ره ) آخر اين كلمه را هم بفتح وهم بضمّ ضبط كرده وبر روى آن نيز « معا » نوشته يعنى قرائت آن نظر به آن كه صفت مفرد اسم لاء نافية للجنس است بهر يك از دو وجه مزبور درست است .
( 2 ) شارح ( ره ) آخر اين كلمه را هم بفتح وهم بضمّ ضبط كرده وبر روى آن نيز « معا » نوشته يعنى قرائت آن نظر به آن كه صفت مفرد اسم لاء نافية للجنس است بهر يك از دو وجه مزبور درست است .