يا تخفيف آن ضرورست وهر گاه عذر بايد خواست آن عزّت برابرى نمىكند با اين خوارى .
10794
لا تفي لذّة المعصية بعقاب النَّار .
وفا نمىكند لذّت معصيت بعقاب آتش .
10795
لا يتّقى الشّرّ في فعله الّا من يتّقيه في قوله .
نمىپرهيزد از شرّ در كردار خود مگر كسى كه مىپرهيزد از آن در گفتار خود ، مراد اينست كه بدى گفتار بدتر از بدى كردارست وكسى كه از آن اجتناب نكند يقين از اين هم اجتناب نخواهد كرد .
10796
لا يكرم المرء نفسه حتّى يهين ماله .
گرامى نمىگرداند مرد نفس خود را تا اين كه خوار گرداند مال خود را ، يعنى تا آنرا عزيز ندارد سهل نگردد بر أو بذل وعطاى آن وصرف آن در موقعش .
10797
لا يتمّ حسن القول الّا بحسن العمل .
تمام نمىشود نيكوئى گفتار مگر بنيكوئى كردار ، مراد اينست كه أصل نيكوئى نيكوئى گفتارست نهايت اين كه آن تمام نمىشود مگر بنيكوئى كردار نيز ، يا اين كه موعظهها ونصيحتها وامر بمعروف ونهى از منكر از كسى اثر نمىكند مگر با عمل أو به آنها .
10798
لا ينفع قول بغير عمل .
سود نمىدهد گفتارى بغير عملي ، اين هم همان مضمون فقرهء سابقست بنا بر معنى دويم .
10799
لا يكمل صالح العمل الّا بصالح النّيّة .
كامل نمىگردد شايستهء عمل مگر بشايستهء نيّت ، يعنى مگر باين كه قصد ونيّت در آن شايسته باشد باين كه خالص باشد از براي خدا وآميخته بغرض ديگر نباشد .