10772
لا نيّة لمن لا علم له .
نيست نيّتى از براي كسى كه نباشد علمي از براي أو ، يعنى نيّت كاملى نباشد از براي أو .
10773
لا علم لمن لا بصيرة له .
نيست علمي از براي كسى كه نباشد بيناييى از براي أو ، يعنى بيناييى كه بآن حقّ را از باطل جدا كند واگر نه علم أو جهل باشد مانند علم علماى غير مذهب حقّ .
10774
لا بصيرة لمن لا فكر له .
نيست بصيرتي از براي كسى كه نباشد فكرى از براي أو .
10775
لا فكر لمن لا اعتبار له .
نيست فكرى از براي كسى كه نباشد عبرت گرفتنى از براي أو ، يعنى از چيزها بچيزهاى ديگر پى نبرد .
10776
لا اعتبار لمن لا ازدجار له .
نيست عبرت گرفتنى از براي كسى كه ازدجارى نباشد از براي أو ، « ازدجار » بمعنى قبول منع از چيزى وباز ايستادن از آنست ومراد اينست كه عبرت گرفتن آنست كه بر وفق آن عمل شود پس اگر كسى پى برد ببدى چيزى واستنباط آن بكند از چيزى وبا وجود اين ممنوع نشود از آن وباز نايستد ، آن عبرت نيست وبكار أو نيايد .
10777
لا ازدجار لمن لا اقلاع له .
نيست ازدجارى از براي كسى كه نباشد اقلاعى از براي أو ، « اقلاع » ،