نيست زندگانيى بي تعبتر از نيكوئى خلق ، يعنى از زندگانى صاحب آن .
10766
لا وحشة أوحش من سوء الخلق .
نيست وحشتي صاحب وحشتتر « 1 » از بدى خوى ، « وحشت » بمعنى رميدنست ومراد اينست كه نيست در آدمي چيزى كه سبب رميدن مردم شود از أو زيادة از رميدنى كه از بد خوئى ميكنند ، وممكن است كه « أوحش » بمعنى وحشت دهندهتر باشد بنا بر اين كه گاهى أفعل تفضيل از فعل مزيد نيز آمده .
10767
لا ايمان لمن لا أمانة له .
نيست ايمانى از براي كسى كه نباشد أمانتي از براي أو .
10768
لا دين لمن لا عقل له .
نيست ديني از براي كسى كه نباشد عقلي از براي أو .
10769
لا عقل لمن لا أدب له .
نيست عقلي از براي كسى كه نباشد أدبي از براي أو .
10770
لا ثواب لمن لا عمل له .
نيست ثوابي از براي كسى كه نباشد عملي از براي أو ، يعنى عمل خيرى .
10771
لا عمل لمن لا نيّة له .
نيست عملي از براي كسى كه نباشد نيّتى از براي أو ، يعنى آن را بقصد أطاعت وفرمانبردارى حق تعالى نكرده باشد .
هامش
( 1 ) شارح ( ره ) در حاشية ( بخطّ خود ) گفته : « اشاره است باين كه اشتقاق ( أوحش ) اشتقاق ( جعلى ) است از قبيل ( تأمر ) و ( لابن ) كه بمعنى صاحب تمر وصاحب شير مىباشند ، منه » .