10758
لا يحرز العلم الّا من يطيل درسه .
فرآهم نمىآورد علم را مگر كسى كه دراز كشاند درس خود را ، يعنى مدّتى دراز درس بخواند وبگويد .
10759
لا يسلم على اللَّه من لا يملك نفسه .
سالم نمىماند بر خدا كسى كه مالك نشود نفس خود را ، يعنى سالم نمىماند از عذاب سلامتيى كه لازم باشد بر خدا واز راه استحقاق باشد نه مجرّد تفضل كسى كه مالك نباشد نفس خود را ، يعنى آن را در فرمان خود ندارد مانند بنده .
10760
لا عدوّ أعدى على المرء من نفسه .
نيست دشمنى ستم كنندهتر بر مرد از نفس أو .
10761
لا معروف أضيع من اصطناع الكفور .
نيست احسانى ضايعتر از احسان كردن بكفران كننده .
10762
لا وزر أعظم من التّبجّح بالفجور .
نيست گناهى عظيمتر از شاد شدن بفسق وبيرون رفتن از فرمان پروردگار خود .
10763
لا مرض أضنى من قلّة العقل .
نيست بيماريى بهبودى ندارندهتر از كمي عقل ، وممكن است كه « أضنى » بمعنى سنگينى كنندهتر باشد .
10764
لا سوأة أسوأ من البخل .
نيست خوى بدى بدتر از بخيلى .
10765
لا عيش أهنأ من حسن الخلق .