تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 396

مساهمون:

ص٣٩٦

10739

لا ينبغي لمن عرف اللَّه أن يتعاظم . نيست سزاوار از براي كسى كه شناخته باشد خدا را اين كه بزرگ نمايد ، يعنى بزرگى وعظمتي از براي خود قرار دهد كه بسبب آن در نظر مردم بزرگ نمايد ، وممكن است كه « يتعاظم » بمعنى « يتكبر » آمده باشد ومعنى اين باشد كه : سزاوار نيست از براي أو اين كه تكبّر كند نهايت در كتب لغت اين معنى بنظر نرسيد .

10740

لا يستطيع أن يتّقى اللَّه من خاصم . ندارد استطاعت وتوانائى پرهيزگارى خدا كسى كه خصومت وجدال كند با مردم ، زيرا كه چنين كسى نمىشود كه در بعضي حرامها نيفتد .

10741

لا خير فيمن يهجر أخاه من غير جرم . نيست خيرى در كسى كه ببرّد از برادر خود وترك كند أو را ببيگناهى .

10742

لا خير في عقل لا يقارنه حلم . نيست خيرى در عقلي كه همراه نباشد با آن بردباريى .

10743

لا بقاء للأعمار مع تعاقب اللّيل والنّهار . نيست بقايى از براي عمرها با از پى يكديگر در آمدن شب وروز .

10744

لا شيء أوجع من الاضطرار إلى مسئلة الأغمار . نيست چيزى دردناكتر از مضطرّ شدن بسوى سؤال كردن از اغمار ، يعنى آنانكه تجربهء أمور نكرده باشند واين كناية است از اين كه تازه بدولت رسيده باشند .

10745

لا تكمل المكارم الّا بالعفاف والايثار .