تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 394

مساهمون:

ص٣٩٤
نيست مصيبتى بزرگتر از دائمي بودن بيمارى بدن .

10727

لا لذّة في شهوة فانية . نيست لذّتى در شهوتي فانى شونده ، يعنى در مشتهيات دنيوي كه فانى شوند .

10728

لا عيش أهنأ من العافية . نيست زندگانيى گواراتر از عافيت ، يعنى عافيت از بيماريها وخوفها وفتنه‌ها .

10729

لا غائب أقدم من الموت . نيست غائبى وارد شونده‌تر از مرگ ، زيرا كه ورود آن قطعي است بخلاف غايبهاى ديگر .

10730

لا خازن أفضل من الصّمت . نيست خازنى افزونتر از خاموشى ، « خازن » بمعنى خزانه‌دار وجمع كنندهء مال وپنهان كنندهء سرّست ، وخاموشى را « خازن » گفتن باعتبار اينست كه اسرار را در خزانهء خاطر نگاه مىدارد يا پنهان كنندهء آنهاست ، يا اين كه پنهان - كنندهء بسيارى از عيبهاست ، يا اين كه جمع كنندهء فضايل است ، و « خازن » بمعنى زبان نيز آمده وبنا بر اين ممكنست مراد اين باشد كه : نيست زبانى ، يعنى گويائى افزونتر از خاموشى .

10731

لا ينتصر المظلوم بلا ناصر . انتقام نمىكشد مظلوم بىيارى كنندهء ، يعنى نمىتوان كشيد وغرض بيان عذر خودست از انتقام نكشيدن از آنان كه ظلم حقّ أو صلوات اللّه وسلامه عليه كردند .

10732

لا ينتصف البرّ من الفاجر .