انتقام نمىكشد نيكوكار از فاسق ، واين باعتبار اينست كه فاسق بىباك مىباشد وهر گاه از أو انتقام بكشند ديگر بدتر ميكند يا باعتبار اين كه نيكوكار مرتبهء خود را برتر ميداند از اين كه معارضه با أو كند .
10733
لا ينتصف عالم من جاهل .
انتقام نمىكشد عالمي از جاهلي ، اين نيز باعتبار يكى از آن دو وجه است كه در فقرهء سابق مذكور شد .
10734
لا يحلم عن السّفيه الّا العاقل .
بردبارى نمىكند از سفيه مگر عاقل ، « سفيه » بمعنى بي حلم يا كم حلم است يا نادان چنانكه مكرّر مذكور شد .
10735
لا ينتصف الكريم من اللّئيم .
انتقام نمىكشد كريم از لئيم ، يعنى گرامى بلند مرتبه از دنى پست مرتبه ، واين نيز باعتبار يكى از آن دو وجه است كه در فقرههاى سابق سابق مذكور شد .
10736
لا يعرف السّفيه حقّ الحليم .
نمىشناسد سفيه حقّ حليم بردبار را ، مراد اينست كه حليم بردبار را بر سفيه حقّيست كه بردبارى ميكند از أو وانتقام نمىكشد از أو ، أمّا أو حقّ أو را نمىشناسد .
10737
لا مركب أجمح من اللّجاج .
نيست مركبى سركشتر از لجاجت ، يعنى زود أو خود را در هلاكت مى اندازد .
10738
لا وزر أعظم من وزر غنىّ منع المحتاج .
نيست گناهى بزرگتر از گناه توانگرى كه منع كند محتاج را ، يعنى چيزى باو ندهد .