10713
لا شيء أحسن من عفو قادر .
نيست چيزى نيكوتر از در گذشتن قادرى ، يعنى از عفو ودرگذشتن كسى كه قادر بر انتقام باشد .
10714
لا خير في شهادة خائن .
نيست خيرى در گواهى خيانت كنندهء ، يعنى گواهى كسى كه خيانت كرده باشد در آن گواهى ، وحيف وميلى كرده باشد در آن .
10715
لا خير في قول الأفّاكين .
نيست خيرى در سخن گفتن دروغگويان .
10716
لا خير في علم الكذّابين .
نيست خيرى در علم دروغگويان ، زيرا كه بكار ديگرى نمىآيد باعتبار اين كه اعتمادي بر قول وخبر ايشان نتوان كرد وبكار خود أو هم نمىآيد باعتبار اين كه عمل بآن نمىكند واز چنان گناهى باز نمىايستد .
10717
لا لذّة لصنيعة منَّان .
نيست لذّتى از براي احسان بسيار منّت گذارندهء .
10718
لا تذمّ أبدا عواقب الاحسان .
مذمّت كرده نمىشود هرگز عاقبتهاى احسان .
10719
لا تملك عثرات اللّسان .
مملوك نمىشود لغزشهاى زبان ، يعنى مالك آنها نمىتوان شد وكمست كه زبان لغزشى نكند وسخنى را كه نبايد گفت نگويد .