10700
لا تعصم الدّنيا من لجأ إليها .
نگاهدارى نمىكند دنيا كسى را كه پناه برده باشد بسوى آن .
10701
لا تفي الأمانىّ لمن عوّل عليها .
وفا نمىكند آرزوها از براي كسى كه اعتماد كرده باشد بر آنها .
10702
لا يدرك من اعتزّ بالحقّ .
دريافته نمىشود كسى كه عزيز گشته باشد بحقّ ، يعنى دريافته نمىشود براي رسانيدن خواريى باو ، ودر بعضي نسخهها « لا يذلّ » است يعنى خوار نمىگردد ، واين ظاهرست .
10703
لا يغلب من يحتجّ بالصّدق .
مغلوب نمىشود كسى كه حجّت گويد براستى ، يعنى حجّت راستى داشته باشد يا راستى را حجّت گرداند ، يعنى آن در واقع دليل حقّيّت أو باشد .
10704
لا يعزّ من لجأ إلى الباطل .
عزيز نمىشود كسى كه پناه برد بسوى باطل .
10705
لا يفلح من يتبجّح بالرّذائل .
رستگار نگردد كسى كه شاد گردد برذائل ، يعنى صفات نكوهيده .
10706
لا خير في المعروف المحصى .
نيست خيرى در احسان شمرده شده ، يعنى احسانى كه صاحب آن بشمارد آنرا ومنّت گذارد بآن ، يا احسان كم كه توان شمرد آنرا ، وبنا بر اين ممكنست كه مراد مطلق احسان غير خدا باشد .