نيكويى احسان نمىآيد واز آن توقّع آن نبايد داشت ، يا اين كه مراد برفق رفق حق تعالى ولطف أو باشد ومراد اين باشد كه : با درشتخوئى كسى لطف حق تعالى با أو جمع نمىشود ، واللّه تعالى يعلم .
10586
لا يتعلّم من يتكبّر .
تعليم نمىگيرد كسى كه تكبّر كند ، مراد منع از تكبّرست واين كه باعث اين مىشود كه از تعليم گرفتن علم ننگ داشته باشد وجاهل بماند .
10587
لا يزكو عمل متجبّر .
پاكيزه نمىباشد عمل متكبّرى ، يا اين كه فزايش نمىكند عمل متكبّرى ، وبر هر تقدير مراد اينست كه مقبول نمىشود قبول كاملى .
10588
لا أشجع من برئ .
نيست دليرتر از بي گناهى ، مراد اينست كه كسى كه در واقعهء بي گناه باشد أو دلير ميباشد وخوف وترس واضطرابى أو را نباشد بخلاف كسى كه گنهكار باشد كه ترسان ولرزان باشد واز اين استنباط بىگناهى وگنهكارى هر يك مىتوان كرد .
10589
لا أوقح من بذىّ .
نيست بيحياتر از كسى كه فحش گويد .
10590
لا أجبن من مريب .
نيست ترسناكتر از شكّ زدههء ، يعنى كسى كه در واقعهء كه شكّى در خود داشته باشد وخاطرش از بيگناهى خود جمع نباشد چنانكه در شرح فقرهء سابق سابق مذكور شد .
10591
لا أشجع من لبيب .